تفاوت میان مدیر و رهبر؛ مهارت های لازم برای یک رهبر موفق

تفاوت میان مدیر و رهبر؛ مهارت های لازم برای یک رهبر موفق تفاوت بین مدیر و رهبر چیست؟ می توان گفت رئیس کار را مدیریت می کند ولی رهبر الهام بخش افراد است. تکنیک های زیادی برای تبدیل شدن به یک رهبر موفق وجود دارد مثل: مذاکره و...

بحثی قدیمی وجود دارد که آیا رهبران خوب متولد می شوند یا ساخته می شوند. در حالی که امروز ما این بحث را حل نخواهیم کرد، من فکر می کنم می توان گفت که حتی اگر شما، برای رهبری متولد نشده اید، مجموعه مهارت هایی وجود دارد که شما می توانید با به کار بردن آنها به یک رهبر موفق تبدیل شوید.

تفاوت میان مدیر و رهبر

واژه های مدیر و رهبر غالبا به دلایلی به جای یکدیگر به کار می‌روند و اشتراک زیادی در معنی آنها وجود دارد. اما تفاوت نامحسوسی بین آنها وجود دارد، که مهم ترین آن، این است که تقریبا هر کسی می تواند رئیس باشد ولی رهبر شدن سخت تر است. برخی تفاوت میان رئیس و رهبر:

  •  یک مدیر کار را مدیریت می کند، یک رهبر الهام بخش مردم است. یک مدیر، وظایف و کارهای خود را به تیم خود محول می کند، نظارت بر پیشرفت و ارزیابی نتایج را تعیین می کند. یک رهبر مردم را به مشارکت دلسوزانه برای موفقیت یک سازمان ترغیب می کند.
  •  یک مدیر همواره یک پاسخ دارد، رهبر همیشه به دنبال یک راه حل است ، بخشی از رهبری، مربیگری کارکنان است. این نه تنها به ایجاد همبستگی در تیم کمک می کند، بلکه یک راه عالی برای ایجاد مهارت های حل مسئله کارکنان و افزایش کارایی آنها است.
  •  یک مدیر به کنترل ارزش می پردازد، رهبر ایجاد ارزش می کند، هر کارمند نیاز به ارزش دادن به سازمان دارد و ارزش آن باید بیشتر از هزینه آن کارمند به شرکت باشد. یک رهبر خوب قادر به شناخت مجموعه مهارت های منحصر به فرد کارکنان خود و استفاده از آنها به گونه ای که استعدادهایشان را به نفع شرکت به حداکثر برسانند، می باشد.

این فقط چند تفاوت بین مدیر و یک رهبر است، اما شما متوجه منظور ما شده اید. اکنون ما به برخی از تکنیک هایی که می توانید برای تبدیل شدن به یک رهبر تیم موفق، به کار ببرید، اشاره می کنیم.

10 مهارت ضروری برای رئیس و رهبری موفق شدن

1. اعتماد به نفس (نه غرور و تکبر)

افراد به طور طبیعی به سمت رهبران با اعتماد به نفس کشیده می شوند. داشتن اهداف روشن و یک جهت مشخص برای دستیابی به این اهداف برای رهبری موفق ضروری است. فقط مراقب باشید که اعتماد به نفس شما به غرور تبدیل نشود.

در مورد خلبان یک هواپیما فکر کنید. برای پرواز از نقطه A به نقطه B، یک خلبان باید در مسیر انتخاب شده، توانایی او برای پرواز در هواپیما و صلاحیت خدمه اعتماد به نفس داشته باشد. این خلبان الهام بخش اعتماد به نفس است و اکثر ما مایل به گرفتن این پرواز هستیم. اگر با این حال، آن خلبانی که تنها با یک ایده مبهم از جایی که آنها در حال رفتن هستند و مسیری که برای رسیدن به آنجا طی می کنند، عازم می شود، اعتماد به نفس را القا نمی کند و تعداد کمی از مردم مایل به پیروی از رهبر کاپیتان هستند.

2. قاطعیت

رهبران به موقع تصمیم می گیرند. انجام ندادن این کار تنها باعث از کنترل خارج شدن موقعیت می شود، تا زمانی که شرایط پاسخی را تحمیل کند. اجازه دادن به این اتفاق کاملا مخالف رهبری است و هیچ کس را برای پیروی کردن ترغیب نخواهد کرد.

3. سازمان 

یک رهبر خوب تمام منابع محدود را سازمان دهی می کند. این شامل سرمایه مالی، سرمایه انسانی و همچنین زمان است. قادر به سازماندهی و اولویت بندی هر یک از این موارد به طوری که ضایعات به حداقل رساندن برای یک رهبر خوب ضروری است.

نکته: سیستم های استخدامی برای بهینه سازی بهره وری تا آنجا که ممکن است. یک سیستم استاندارد برای مقابله با ایمیل، کاغذ کاری، مدیریت زمان و هر چیز دیگری که می توانید داشته باشید. بدون سازمان، بسیاری از تصمیمات مهم به شرایط منتهی خواهد شد

سازمان دهی از مهارت های اصلی رهبر موفق

4. مذاکره 

این که آیا در توصیف شغل است یا نه، تقریبا هر رهبر تیم باید یک مذاکره کننده خوب باشد. اختلافات و درگیری ناگزیر در تیم شما بوجود می آیند. هنگامی که این اتفاق می افتد، باید قادر به حل این اختلافات باشید و هماهنگی درون گروه را بازگردانید. همیشه در ذهن داشته باشید که هنگام برخورد با شخصیت های مختلف، ادراک، واقعیت است. شما ممکن است یک طرف را به عنوان منطقی و طرف دیگر به عنوان خنده دار ببینید، اما از طریق چشمان فرد، آنها یک مشکلی مشروع دارند. شما باید نه تنها مسئله فوری را حل کنید، بلکه اطمینان حاصل کنید که هر نوع تجاوز به اهداف بزرگتری از تیم تاثیر نخواهد گذاشت.

با گوش دادن و تصدیق هر دو طرف شروع کنید، نیمی از نبرد مردم را آرام می کند که آنها را شنیده اید و مسائل آنها را جدی بگیرید. سپس، سعی کنید 2 تا 3 راه حل مصالحه آمیز را که برای شما قابل قبول است، مطرح کنید. در نهایت، از آنها بخواهید سناریو را انتخاب کنند که هر دو آنها می توانند با آن زندگی کنند. شما متوجه خواهید شد که در حالی که هیچ کس چیزی را نمی خواهد که می خواهد، اگر احساس کند که در راه حل سرمایه گذاری می کند، احتمالا بیشتر از آن است که به آن پایبند بماند.

5. نمایندگی (وکالت)

دانستن اینکه چگونه نمایندگی یک گزینه برای یک رهبر تیم خوب نیست؛ شما باید بتوانید وظایف خود را به اعضای تیم خود منتقل کنید بدون آنکه آنها را مدیریت کنید.
برای تبدیل شدن به یک نماینده موثر، ابتدا باید درک درستی از دامنه و زمان پروژه داشته باشید. همچنین نیاز به درک خوبی از مجموعه مهارت هر عضو تیم دارید. هنگامی که این چیزها مشخص شد، می توانید هدف را به وظایف فردی که باید در یک فرایند زمانی انجام شود، تقسیم کنید. پس از آن شما می توانید هر یک از کار را به یک عضو تیم بر اساس مجموعه مهارت های فردی او اختصاص دهید. پس از آن، شغل شما یکی از پاسخ به سوالاتی است که بوجود می آید، پیشرفت را نظارت می کند و همه چیز را به هم متصل می کند تا یک محصول به پایان برسد. هیئت مدیره مناسب، درست ترین شکل مدیریت است.

نمایندگی از مهارت های اساسی مدیر و رهبری موفق

6. اولویت بندی

اولویت بندی خوب یک مهارت ناکارآمد است اما برای بهینه سازی زمان، تلاش و منابع تیم خود ضروری است. در نقش رهبری تیم، باید بتوانید وظایفی را که مهمترین و حساس ترین زمان برای موفقیت پروژه است را اولویت بندی کنید. از دید صاحب کسب و کار کوچک، شما باید آنچه را که شخصا انجام می دهید اولویت بندی کنید.

در فعالیت های من، تمام تلاش های من برای فعالیت هایی است که باعث افزایش فروش و درآمد شرکت خواهد شد. من وقت خود را برای بازاریابی، شبکه سازی و ترویج کسب و کار صرف می کنم. هر چیزی که من را از این فعالیت ها دور می کند، باید توسط یک کارمند انجام شود یا آن را به یک متخصص منتقل کرد.

7. انگیزه

رهبر تیم خوب بدان معنی است که چگونه به گروه و افراد داخل گروه انگیزه می دهد. با استفاده از تکنیک هایی مانند تمرینات خارج از تیم های گروهی می تواند انسجام گروهی و مهارت های حل مسئله را افزایش دهد. اینها چیزهایی هستند که  هنگام کار در یک محیط گروهی لازم است. در حالی که اجرای فعالیت های خوب تیم سازی ضروری است، اما کافی نیست. شما باید بدانید که چگونه به افراد تیم خود انگیزه دهید. هر کس انگیزه خود را برای انجام کارها دارد. بعضی از آنها با پول انگیزه می گیرند، بنابراین در پایان یک پاداش وجود دارد؟ اگر نه، اطمینان حاصل کنید که آنها درک کنند که عملکرد آنها در طی بررسی سالیانه بعدی مورد توجه قرار می گیرد.

برخی از افراد (به ویژه والدین) ممکن است با داشتن یک برنامه انعطاف پذیرتر، انگیزه ی بیشتری داشته باشند. آیا می توانید بعد از ظهر روز جمعه آنها را تعطیل کنید اگر آنها در صبح روز دوشنبه تا پنجشنبه یک ساعت زودتر می آیند (یا یک ساعت بیشتر می مانند)؟

برخی از مردم به دلیل ترس از عواقب آن انگیزه دارند. و در حالی که مشاغل مردم به طور مداوم تهدید می شود ممکن است در کوتاه مدت کار کند، هیچ راهی برای انگیزش مردم در درازمدت نیست. اما این بدان معنا نیست که عواقب ناشی از مهلت های ناموفق یا عملکرد ضعیف نباید وجود داشته باشد.

به عنوان یک رهبر تیم، شما هویج و چوب را در اختیار دارید.

انگیزه از مهارت های اساسی برای مدیر و رهبری موفق شدن

8. حفظ آرامش

هر تلاش انسانی که نیاز به هماهنگی گروهی در طی یک دوره زمانی دارد، مستلزم برطرف کردن، مشکل و مسائل که برخی پیش بینی شده و برخی غیر قابل پیش بینی هستند، می باشند. هنگامی که این مسائل بوجود می آیند، یک رهبر تیم خوب بر روی راه حل ها متمرکز خواهد بود، نه اینکه به مشکل برسد. این ویژگی به طور طبیعی به اکثر مردم نمی رسد، اما این چیزی است که می تواند و باید آموخته شود.

من شخصا این مهارت را وقتی که خلبان شدم یاد گرفتم. اول از همه، به عنوان هر خلبان به شما خواهد گفت، اگر شما در معرض مشکل پرواز با هواپیما هستید، بدترین کاری که می توانید انجام دهید، وحشت است. هیچ کس تصمیمات خوبی در زمان وحشت از موقعیت ذهنی مضطرب، نمی گیرد.

مهم این است که قبل از اینکه کاری انجام دهید که ممکن است مشکل را بدتر کند، می توانید به راحتی همه اطلاعات مربوط به این مشکل را جمع آوری کنید. فقط زمانی که شما در مورد طبیعت و علت مشکل روشن هستید، می توانید آن را به درستی پاسخ دهید. یک دلیل وجود دارد که بیشتر تصادفات هواپیما به علت خطای خلبان انجام می شود. اجازه ندهید خطای خلبان پروژه شما را خراب کند.

9. تشویق خلاقیت

این امر با داشتن مهارت های گوش دادن خوب انجام می شود. یک رهبر خوب، حداقل به همان اندازه که تیم را هدایت می کند، به تیم خود گوش فرا می دهد. برگزاری جلسات منظمی که اعضای تیم می توانند درمورد مسائل و موضوعاتی که در اختیار دارند بحث کنند، راهی عالی برای ایجاد انسجام تلقی شده است، اما این امر همچنین موجب طغیان فکرهایی برای حل مشکلات می شود. به عنوان یک رهبر تیم، شما باید دستورالعمل هایی را برای این جلسات طوفان مغزی که شامل موارد زیر است تنظیم کنید:

الف: ایده های احمقانه ای وجود ندارد

جلسات فکری و ذهنی به وسیله طبیعت آنها تلاش خلاقانه است، هیچ گونه خلاقیت شکنندگی سریعتر از یک فضای قضایی نیست.

ب: از ایده های دیگران انتقاد نکنید 

یک جلسه طوفان مغزی محاکمه برای تصمیم گیری درمورد اینکه یک ایده خوب است یا نه، نیست. در واقع، شما باید مردم را تشویق کنید تا مفاهیم بکر، عجیب و غریب یا بعید ارائه دهند. پس از همه، این است که چگونه پیشرفت های تغییر صنعت  به وجود آمده است.


ج: ایده های دیگران را بسازید

این جایی است که تشویق ها و ایده های بکر را پرداخت می کند. بسیار رایج است که ایده یک فرد باعث ایده دیگری (یا حتی بهتر) دیگران شود. در واقع، تیم توانایی مغزهای یکدیگر را در اختیار شما قرار می دهد. و این همان چیزی است که ما به دنبال آن هستیم، این نوع تفکر "خارج از جعبه" است که می تواند منجر به تغییرات انقلابی شود.

تشویق خلاقیت از مهارت های اصلی و اساسی رهبری موفق

10. راستی و درستی

هیچ کس نمی تواند بدون راستی و کمال یک رهبر موثر باشد. طولی نمی کشد که گروه، اعتماد خود را نسبت به رهبری که برای آنها ایستادگی نمی کند و یا دیگران را به خاطر اشتباهاتشان سرزنش می کند، از دست بدهند. این نوع رهبران به سرعت در حال گسترش هستند. آنها دیگر توسط گروه به عنوان "بازیکن تیم"  دیده نمی شوند و  اعتماد به سرعت از بین می رود. زمانی که این اتفاق می افتد، آنها دیگر قادر به ترغیب و الهام بخشیدن به مردم برای پیروی کردن از آنها، نیستند. تنها ابزار، هدایت به وسیله ترس و ارعاب است. بدیهی است که این روش می تواند در کوتاه مدت کار کند، اما به عنوان یک استراتژی بلند مدت، کار نمی کند.

برای جلوگیری از این، شما می توانید با گوش دادن به کارکنان خود و مشاوره دادن به آنها (زمانی که لازم است)، اعتماد را به سازمان خود القا کنید. ببخشید و اشتباهات را بپذیرید زمانی که شما مرتکب آنها شده اید.  و در نهایت، اگر شما فکر می کنید درست است، بدون نگرانی کارکمان خود را توسط مدیران ارشد، مدیریت کنید. لزوما نباید برنده شوید، اما آن مهم است تا گروه شما تلاش های شما را ببینند.

اگر این روش ها و تاکتیک ها را به کار ببرید، شما می توانید مردم را ترغیب کنید تا از رهبری شما بدون ترس و ارعاب، پیروی کنند.

 تکنیک و مهارت اصلی برای مدیر و رهبری موفق شدن

نتیجه گیری

ما زیاد درباره آنچه که یک رهبر خوب و موفق می سازد؛ صحبت کردیم. اما چرا مهم است که رهبر به جای ترساندن گروه به آنان روحیه دهد؟ با این وجود، ما رهبران شناخته شده ای را دیده ایم که با استفاده از ترس و ارعاب به عنوان تاکتیک، به نتایج خوبی رسیده اند. بنابراین مزیت الهام بخشیدن و روحیه دادن به آنها چیست؟ من فکر می کنم جواب سه لایه و وجه دارد:

  • برای سازمان از نظر شرایط کیفیت نتیجه نهایی و هزینه های پولی شرکت بهتر است. به خوبی ثابت شده است که کارکنانی که در سازمان و پروژه احساس راحتی می کنند، بسیار کارآمدتر از کسانی هستند که چنین حسی ندارند. کارکنان اگر خوشحال باشند و ترس از دست دادن کارشان را نداشته باشند.بیشتر احتمال دارد که با این شرکت بمانند. حفظ کارکنان خوب می تواند یک تاکتیک صرفه جویی در هزینه باشد.
  • برای کارمند بهتر است: ارزش رضایت شغلی برای یک کارمند را دست کم نگیرید. چیزهایی مثل لذت بردن از شغل خود، همکاران و رئیس، خیلی به روحیه کمک می کند. اغلب کارکنان رضایت شغلی را بالاتر از مسائل مالی ارزیابی می کنند و به همین دلیل با شرکت می مانند.
  • برای شما بهتر است. همان طور که قبلا گفتیم، ترس و ارعاب می تواند در کوتاه مدت نتیجه دهد. با این حال در بلند مدت نتایج به دلیل کاهش رضایت شغلی کارکنان و میزان بقاء، رنج آور خواهد بود. به عنوان رهبر تیم، در نهایت شما مسئول، محصولی که تیم تان تولید می کند، هستید. مطمئن شوید که کارکنان تان، بهترین تلاش شان را برای کمک به شما، ارائه می کنند.
از
3
رای