دوجنسه شدن یا تراجنسیتی به چه معناست و علت ترنس شدن جنین چیست

دوجنسه شدن یا تراجنسیتی به چه معناست و علت ترنس شدن جنین چیست آیا می دانید تراجنسیتی چیست یا ترنس به چه معناست؛ آیا از دلایل دوجنسه شدن یا ترنس شدن جنین آگاه هستید؛ ما در این مطلب درباره علت بوجود آمدن ترنس و عوامل تاثیر گذار بر دو جنسه شدن جنین را بررسی کردیم.

زمانی که پسری دارای روان دخترانه باشد و به زبان دیگر روان و شخصیت دختری در کالبد و بدن پسرانه محصور شده باشد به آن ترنس مرد گفته میشود و برعکس این موضوع اگر در دختری اتفاق بیفتد ترنس زن نامیده می شود. افرادی که دارای روان و شخصیت متفاوتی از جسم خودشان باشند؛ ترنسکشوال خوانده می شوند. در این مقاله از وب سایت سلام دنیا ؛ به توضیح دلایل دوجنسه شدن ، علت بوجود آمدن ترنس و همچنین علت ترنس شدن جنین و به طور کل به موضوع تراجنسیتی میپردازیم. با ما همراه باشید.

تراجنسیتی چیست و دوجنسه بودن از چه سنی مشخص می شود

وقتی که سه ساله بودم، از تفاوت های اندام تناسلی بین مرد و زن آگاهی داشتم و می دانستم که مشکلی در خصوص بدن من وجود دارد. اما هر بار که به یک بزرگ سال می گفتم که من باید یک دختر باشم، اما مشکلی وجود دارد، یک جواب از آنها می شنیدم: «نه، تو دختر نیستی. فقط کافی است تا بین پاهایت را نگاه کنی. این چیزی است که تو هستی. حرف زدن در مورد اینکه چیز دیگری هستی را تمام کن. این دیوانگی است». پس این گونه به نظر می رسید که من باید دیوانه باشم. به خصوص به این دلیل که احساسی که داشتم، تمام نمی شد. در نهایت موفق شدم تا این دغدغه ذهنی را پشت سر بگذارم. با این وجود، حتی پس از اینکه فراموش کردم که از چه چیزی تا این اندازه می ترسم، ده ها سال با وحشت برملا شدن این حقیقت زندگی کردم. در سال های پس از تولد من، جوامع علمی و پزشکی دنیا اطلاعات جدیدی در مورد فیزیولوژی بدن انسان و عصب اندوکرینولوژی مغز کسب کردند. امروزه ما در حال یادگیری مسائلی هستیم که چهل سال قبل غیرقابل تصور بود. چیزهایی در خصوص مبنای فیزیکی- شیمیایی برای هویت جنسی و پاسخ جنسی.

دوجنسه شدن یا ترنس به چه معناست

علت ایجاد اختلال تراجنسیتی 

در شش سال پیش، موسسه تحقیقات مغز هلند نتایج مطالعه ای را که انجام داده بود، منتشر نمود. اگرچه پیامدهای آن تکان دهنده بودند، اما به غیر از چهار بند مختصر در خصوص این کشف، توجه کمی از عموم مردم را در این کشور جلب نمود. پس از آن گزارشی در سال 2000 در مجله بین المللی پیش رو در زمینه مطالعات عصبی به نام مجله «غدد درون ریز و متابولیسم بالینی» منتشر شد. دکتر روان شناس رابرت ساپولسکی که متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه استنفورد نیز هست، در مورد این مقاله اظهار داشت: «یک مطالعه فوق العاده باید طرز فکرمان را در مورد چیزی که «اختلال» در خصوص تراجنستی می دانیم، تغییر دهد». این مطالعه نشان می دهد که وقتی شخصی می گوید «این جنسیت من نبوده است»، ساختار مغز با آن موافقت می کند. روانشناسان و روانپزشکان مدت ها است که مساله تراجنسیتی را بررسی می کنند. در برخی موارد، به عنوان یک توهم در نظر گرفته شده و با داروهای ضد روان پریشی درمان می شود. در موارد دیگر، این مساله به عنوان یک دفاع شدید در مورد نقش جنسیت فرد شناخته شده و یا در نتیجه بیش از حد بودن با والد جنس مخالف تشخیص داده می شود.


حتما بخوانید: چگونه در مورد مسائل "تراجنسیتی و ترنس بودن" با کودکتان صحبت کنید


 علت تراجنسیتی

دلایل دوجنسه شدن

آنچه که محققان دریافتند، این است که تفاوت معناداری در مغز زنان و مردان در خصوص هورمون های تولید مثل، شناخت، احساسات و واکنش بدنمان به آنها وجود دارد. این اختلافات هم مربوط به بزرگی و ثبات بوده و شامل ناحیه ای از هیپوتالاموس است که با نام «نوار انتهایی ساختار مغز» یا BST شناخته می شود. در مردان در مقایسه با زنان، به میزان دو برابر بیشتر نرون های عصبی در BST وجود دارد. هم ترانجسیتی های زن و هم تراجنستی های مرد، تعداد نرون های مناسب جنسیت خود را ندارند، اما در عوض، همیشه معتقد بودند که باید تعداد معمولی از جنس خود را داشته باشند.

علاوه بر این، مشخص شد که هورمون هایی که در زمان تغییر جنسیت شخص استفاده می شود، این تفاوت چشمگیر که در تعداد نرون های BST شخص تراجنستی وجود دارد را به حساب نمی آورد. این الگو نه تنها بین اشخاص تراجنستی که تغییر جنسیت داده بودند، مشاهده شد، بلکه در بین اشخاص تراجنسیتی که علاقه به درمان داشتند اما هیچ گاه برای درمان اقدام نکردند نیز قابل مشاهده بود. افراد غیرتراجنسیتی که در معرض همین هورمون ها قرار گرفتند، تغییری در تعداد نرون ها را نشان ندادند.

این تحقیقات چیزهای جدیدی در مورد منبع تراجنسیتی نشان می دهد: «الگوی کروموزوم ها، غدد جنسی، دستگاه تناسلی، خصوصیات جنسی ثانویه، هورمون های موجود در جریان خون و نحوه برخورد والدین، معلم و جامعه با کودک به طور کلی ممکن است باعث شوند که شما قبول کنید تا به یک جنس خاص تعلق دارید. اما یک حقیقت تلخ و ناراحت کننده و بیولوژیکی مانند تعداد نرون ها در مغز ممکن است به ذهن تان بگوید که شما این گونه نیستید: شما به جنس مخالف تعلق دارید. احساس حبس شدگی می کنید.

بدن های اشخاص تراجنسیتی در واقع در جنسیتی مخالف با شخصی که هستند، متولد می شوند، زیرا ساختار مغزی ایجاد شده پیش از تولد، احساس ذاتی جنسیتی و هویت جنسی را تعیین می کنند. این ساختارها در مراحل اولیه بارداری به شکل بالفطره در طی فرآیند تنظیم کردن هورمونی در سیستم عصبی مرکزی (CNS) وجود دارند. تمام مغز جنین به شکل «ذاتی» مونث است. در حالت عادی رشد مذکر، هورمون ها به گونه ای عمل می کنند که تعداد نرون های موجود در ناحیه BST را دو برابر کنند. که به طور بالفطره یک مغز مردانه غیر قابل تغییر ایجاد کنند که دقیقا کرموزوم ها نیز به این شکل عمل کرده تا برای ایجاد سازگاری، اندام تولید مثل مردانه ایجاد کنند.

علت ترنس شدن جنین

هنگامی که هورمون ها نتوانند به این شکل عمل کنند، مغز یک سیستم ثابت از لحاظ جنسیتی زن باقی می ماند، اما به شکل نادرست اندام جنسیتی مرد توسط کروموزوم ها ایجاد می شود. در حالت دیگر نیز هورمون ها می توانند با افزایش رشد BST در مغز، یک مغز به طور بالفطره مردانه ایجاد کنند، در حالی که کروموزوم ها اندام های جنسیتی زنانه ایجاد می کنند. این عدم تطابق در یکی از هر 10000 تولد دختر (به دلیل وجود آلت تناسلی «مردانه» اشتباه گرفته می شود) و یکی از هر 30000 تولد پسر (به علت عدم وجود آلت تناسلی «مردانه»، اشتباه گرفته می شود) رخ می دهد.

به عبارت دیگر، این ساختار BST نرینه کردن در اوایل بارداری که توسط هورمون ها در جنین رخ می دهد، باعث می شود که شخص بدون در نظر گرفتن اینکه آیا اندام تناسلی او نر است یا ماده، هویت جنسی مردانه داشته باشد. اگر ساختارهای BST در اوایل بارداری نرینه نشوند، کودک بدون توجه به اینکه اندام تناسلی او نر است یا ماده، هویت جنسی زنانه خواهد داشت. دکتر ساپولسکی اعلام کرد: «این مشاهدات چشمگیر، بی سابقه و غیر قابل انکار است... پیامدهای آن به خصوص برای کسانی که از هویت متقابل جنسی رنج می برند، بسیار گسترده است. به جای اینکه احساس جنسیتی به عنوان یک مشکل «روان شناختی» در نظر گرفته شود، اکنون به عنوان یک مساله «اختلال عصبی» در نظر گرفته می شود».


حتما بخوانید: باورهای قدیمی و آزمایشاتی که جنسیت نوزاد شما را تشخیص می دهد


از آنجایی که این ناسازگاری های نقص تولد فیزیکی هستند، با استفاده از روش های جراحی و پزشکی مانند سایر نقص های هنگام تولد قابل درمان هستند. وقتی از یک خداشناس در خصوص اصلاح اخلاقی آن پرسیدم، پاسخ داد: «از آنجایی که دنیای ناقص مان موجودات کاملی خلق نمی کند، بیماری ها یا نقص های جزئی بخشی از زندگی مان هستند. علم پزشکی وجود دارد، زیرا خدا نعمت هوش و مهارت را برای درمان و اصلاح کردن بخشیده است. با توجه به این نعمت ها از طرف خداوند، از لحاظ اخلاقی، اصلاح جنسیت مانند همان درمان کردن پیچ خوردگی پا است». گریس سی. نیدرمایر به صورت حرفه ای به عنوان مشاور و مدیر درگیری های شدید سازمانی کار می کرد. اکنون بازنشسته شده و به عنوان یک نویسنده، مربی و یک سخنران عمومی کار می کند. او در ایالت خود یک فعال در زمینه قوانین جامع حقوق است. او همچنین به عنوان یک داوطلب در انجمن های محلی و گروه های پشتیبانی «ال جی بی تی» دانشگاه و پروژه ایدز در کشور و رهبر گروه همجنسگرایان در پیروان Unitarian فعالیت می کند. او اخیرا اصلاح جنسیتی خود را به اتمام رسانده است.

زیست شناسی و جنسیت 

این مقاله موضوعات جالب توجهی را مطرح می کند که ارزش بحث کردن دارد. اجازه دهید تا در ابتدا بگویم که مقاله ای نیست که به عنوان یک نقد کاری ارائه شده از افکار نویسنده باشد (زیرا من حقیقتا احساس تسکین دهنده «آخیش، من دیوانه نیستم» که تایید بیولوژیکی ایجاد می کند را درک می کنم)، اما بیشتر موضوعات اساسی در خصوص «تایید» بیولوژیکی و عوارض متعاقب را مطرح کرده است. از نظر من سوال اصلی این است که زیست شناسی با توجه به هویت جنسی چه نقشی ایفا می کند.

در اینجا بسیار مهم است که در مورد هویت جنسی محتاطانه عمل کنیم. به عنوان مثال احساس درونی پسر بودن، دختر بودن، پسر دختر، دختر پسر، از هر لحاظ با نقش جنسیت یعنی رفتارها و ویژگی هایی که معمولا برای هر کدام از دو جنس مناسب باشد، همراه است. همچنین باید نسبت به ارائه فرضیات در مورد آنچه که در صفحات بیولوژیکی جنسیتی جست و جو می کنیم، آگاهانه عمل کنیم. این مساله قبلا یک «دانش مشترک» بود که همجسنگرایی صرفا یک وارونگی جنسیتی بود. پس به عنوان مثال یک همجنسگرا اغلب به شکل مرد تراجنسیتی در نظر گرفته می شد (اگرچه متخصصین جنسیتی تا حدودی همجنسگرایان را گیج کننده می دانستند).

این رشته افکار همچنین اطلاعات بسیاری از فرضیه های فعلی در مورد تحقیق در خصوص جنسیت را ارائه می دهد. آیا «زنان» و «مردان» مخالف هم هستند؟ آیا تنها دو تنظیم برای مغز انسان وجود دارد که بیانگر این دوتایی است؟ و مهم تر از همه، اگر این گونه است، در زندگی فعال اشخاص تراجنسیتی چه معنایی دارد؟ هویت جنسی می تواند بیولوژیکی باشد، اگرچه هنوز در این خصوص مطمئن نیستیم، زیرا شواهد قطعی وجود ندارد، پس بیشتر آنچه که می دانیم در آشفتگی عقاید خودمان درباره جنسیت است و شناسایی نشانگرهای واضح جنسیتی را دشوارتر می کند.

علت ایجاد اختلال تراجنسیتی

با این وجود، من معتقدم که اشاره به چندین نکته در هنگام تحقیق درباره ریشه بیولوژیکی تراجنسیتی ضروری است. اول اینکه ریشه یابی هویت جنسی در موارد بیولوژیکی به این معنا نیست که همه با هم یکسان هستند. زیست شناسی بدن انسان اگرچه دارای شباهت های زیادی است، اما تنوع زیادی نیز وجود دارد. اگر زیست شناسی تمام انسان ها دقیقا یکسان بود، می توانستند داروها را بر روی یک نفر آزمایش کرده و سپس با اطمینان به همه، همان قرص را تجویز کنند و مطمئن باشند که تمام افراد اثرات مشابهی را تجربه خواهند کرد. در «طبیعت» (من توصیه می کنم که از این اصطلاح استفاده شود)، تنوع یک قانون است و یک استثناء نیست.

مساله دوم اینکه زیست شناسی می تواند تغییر کند. این احمقانه است که بگوییم از لحاظ جسمی یا روانی همان انسانی هستیم که بیست سال پیش بودیم. بدن ها با گذشت زمان و تغییر محیط رشد کرده و تغییر می کنند. بعضی چیزها تقریبا ثابت باقی مانده و برخی دیگر به طرز چشمگیری تغییر می کنند. این نوع تغییرات چه تأثیری در نحوه شناسایی هویت جنسیتی مان می تواند داشته باشد؟

سوم اینکه زیست شناسی پیچیده است. می خواهم در اینجا خلاف عقیده دیگران صحبت کنم و بگویم که هیچ چیز، هیچ چیز در انسان نمی تواند به یک عامل بیولوژیکی منفرد مرتبط باشد که در انزوا عمل می کند. اجازه دهید تا به عنوان مثال، اشتها را بررسی کنیم. به نظر می رسد که اشتهای انسان کاملا درست باشد: وقتی گرسنه هستید، غذا می خورید. اما اشتها نیز توسط طیف گسترده ای از مکانیزم های بازخورد تنظیم می شود:

عوامل تاثیر گذار بر ترنس شدن (دوجنسه)

هورمون هایی مانند انسولین، استروژن و سرتونین، سطح قند خون، ترکیبات مغزی که در هر وعده غذایی مصرف می کنید، محرک های خارجی مانند نانوایی که در حال قدم زدن در آنجا هستید، نشانه های روان شناختی داخلی از جمله هر شوخی وحشتناک مربوط به چاقی در موردتان وقتی 12 ساله بودید، گفته می شد، آداب و رسوم اجتماعی در طول وعده های غذایی و وعده های غذایی و ... می توانند در این مساله نقش داشته باشند. از آنجایی که هویت جنسی دارای سطوح بالایی از خودآگاهی است، کاملا محتمل است که پیچیدگی های مشابهی داشته باشد.

چهارم اینکه نه نقش جنسیتی و نه ابراز جنسیتی لزوما از هویت جنسی پیروی نمی کنند. نقش جنسیتی به عملکرد فعالیت هایی اطلاق می شود که در جامعه ما برای جنس های خاص مناسب در نظر گرفته می شوند.


حتما بخوانید: 6 علامت هشدار دهنده مردان همجنس باز


ابراز جنسیت به چگونگی انتخاب شخص جهت نشان دادن جنسیت خود به دیگران از طریق لباس، روش و سایر عناصر عملکرد خارجی اطلاق می شود. به عنوان مثال، یک زن بیولوژیکی که هویت جنسی زنانه دارد، می تواند یک روش «غیر سنتی» را انتخاب کند و لباس های تعمیرکننده مکانیکی را به پیراهن های شاد ترجیح دهد. اما متوجه می شویم که این مساله باعث تغییر هویت جنسیتی او به عنوان یک زن نمی شود. در اکثر موارد، علی رغم کلیشه در یک قالب بودن زنان، انتظار نداریم که همه زنان نقش یا ابراز جنسیتی یکسانی داشته باشند.

اگر هویت جنسیت، بیان و نقش یکپارچه بود، دیگر نیازی نیست تا نسخه های اجتماعی زیادی در این خصوص داشته باشیم. نگاهی اجمالی به اجتماعات تراجنسیتی و همجنسگرایان نشان می دهد که نقش و ابراز جنسیتی متفاوت وجود دارد. افرادی که هویت جنسی یکسانی دارند، ممکن است آن را به طور متفاوت انجام دهند. در مورد افراد غیر تراجنسیتی، افراد تغییر جنسیت داده و افرادی با روحیه هایی از هر دو جنس یا افراد تراجنسیتی که حس ضعیفی از معنای جنسیت دارند، چگونه است؟ آیا زن مردنما هستند یا در گروه مردان زن نما قرار می گیرند؟ دگرجنس نما؟ خنثی؟ بنابراین باید مراقب نقش شخصیت و ابراز جنسیت از هویت جنسیتی باشیم. نویسنده اظهار می کند که اشخاص دیگر تمایل به تعیین جنسیت با بررسی «ناحیه تناسلی» دارند و این کار یک اشتباه است. آیا ممکن است با بررسی مغز، نسبت به تشخیص جنسیت به شکل مشابه عمل نکنیم؟

پنجم اینکه عواقب تعیین وضعیت تراجنسیتی به این شکل باید در نظر گرفته شود. افراد تراجنسیتی اغلب تعامل با موسسات پزشکی را ناتوان کننده می دانند. قرار دادن تراجنسیتی ها در کنار کسی که پاهای کجی دارد و استفاده از زبان «اصلاح کردن» همانطور که یکی از تفسیرکنندگان این مقاله انجام می دهد، و جست و جو یک مساله بیولوژیکی به طور ضمنی یا صریح، تراجنسیتی را به عنوان یک آسیب شناسی معرفی می کند. این مساله نه تنها شادی افراد تراجنسیتی که محدوده متنوعی از راه های ارائه جنسیت مورد نظر خود را انتخاب کرده اند، از بین می برد، بلکه انواع خاصی از جراحی را به عنوان تنها مداخله مناسب ممتاز می کند. من افراد تراجنسیتی را می شناسم که از جراحی کامل دستگاه تناسلی احساس تسکین و شادی زیادی کردند و این فوق العاده است.

علت ترنس شدن جنین

بسیاری احساس می کنند که در واقع عمل جراحی نشان دهنده تصحیح چیزی است که اشتباه بوده است. با این وجود، این مساله برای همه اتفاق نمی افتد، دقیقا مانند همه افرادی که سینه های کوچکی دارند و نمی خواهند که از طریق جراحی سینه های خود را بزرگ کنند و سینه های کوچک را به عنوان یک بیماری در نظر نگرفته اند. اما در مورد تراجنسیتی هایی که رابطه شان با بدن خودشان به شکل واضح نیست، چگونه است؟ زیرا به شکل دوگانه «از بیرون اشتباه، و از داخل درست است». بسیاری با وجود اینکه مداخلات زیادی را در بدن خود انجام می دهند، اما سیستم قدرت و امتیاز را به عنوان بخشی از مشکل می بینند.

از این لحاظ، «اصلاح کردن» باید از سیستم های اجتماعی خارج شود که به مردم اجازه نمی دهد که زندگی خود را گذرانده و در بدنی که دوست دارند، به زندگی خود ادامه دهند. جراحی ممکن است بخشی از این مساله باشد، اما مربوط به اعمال انتخاب و کنترل زندگی شخص، و به عنوان بخشی از مسئولیت هایی است که افراد تراجنسیتی مسئول آن هستند. تراجنسیتی ها باید کمی نگرانی نسبت به این مساله داشته باشند که مسئولیت کامل سرنوشت بدنشان در دست نهادی باشد که به طور سنتی آنها را ناتوان می داند. 


حتما بخوانید: آیا ضربان قلب می تواند جنسیت جنین را تعیین کند؟


این هفته به کتاب خانه رفتم تا دو کتاب در رابطه با همجنسگرایان را مطالعه کنم. من به دنبال مبنای ادبیاتی ایجاد شده توسط روان شناسان بودم. حدس بزنید که کتاب مربوط به افراد تراجنسیتی در چه جلدی قرار داشتند؟ با ادبیات مربوط به کودک آزاری ترکیب شده بودند. در حقیقت، برخی از کتاب ها حتی این دو مساله را با هم ترکیب کرده بودند. مانند اختلال هویت جنسیتی و ناهنجاری های جنسی که مسائل آشکارا مربوط به اصطلاح بی قراری جنسی، زنای با محارم، پا پرستی، سوء استفاده جنسی و بچه بازی را در بر می گیرد. در این ادبیات، تراجنسیتی به صورت قصدی یا برخی از اختلالات که باعث می شود افراد تراجنسیتی قربانی نیروهای فراتر از کنترل خود شوند، برابر با انحراف جنسی و برابر با جنایتی ترسناک است.

و مهم تر از همه، تراجنسیتی به شکل یک موضوع است و نه به شکل یک انسان. این دیدگاه قدیمی علم پزشکی به افراد تراجنسیتی بوده است. به پیامدهای آن فکر کنید. بنابراین، با توجه به تاریخچه ای که افراد تراجنسیتی چگونه توسط بنیاد پزشکی روان شناختی تعریف شده اند، ادامه در نظر گرفتن تراجنسیتی به عنوان بیماری یا اختلال یا آسیب هیچ کاری در زمینه فن بیان انتقادی ما در خصوص افراد تراجنسیتی انجام نمی دهد. این همان بیان به شکلی دیگر است. تنها تفاوتش این است که شما به این دلیل که دیوانه هستید، تراجنسیتی نیستید. بلکه شما تراجنسیتی هستید زیرا مغزتان به طرز عجیبی اشتباه می کند.

مفهوم تراجنسیتی

من می دانم که برخی از افراد تراجنسیتی احساس می کنند که این مسئولیت را دارند که هویت شان را به شکل بیولوژی خود تغییر دهند، در حالیکه برخی از افراد مبتلا به افسردگی ممکن است احساس آسودگی کنند که همه اینها زاده ذهنشان نیست (خب، این گونه است، اما تصورات آنها این گونه نیست). با این وجود به عنوان یک تراجنس گرا و افرادی که آنها را دوست دارند، من معتقدم که ما باید به مبارزه با طیف وسیعی از گزینه ها و انتخاب هایی که لزوماً مبتنی بر برآورده کردن معیارهای مبتنی بر زیست شناختی نیست، ادامه دهیم.

اما چه اتفاقی می افتد اگر یک فرد تراجنسیتی که خواهان جراحی کردن است، واجد این شرایط نباشد؟ این مساله برای بسیاری از معیارهای روانشناختی و شخصی اتفاق افتاده است. من شنیده ام که افراد تراجنسیتی در مورد امنیت درمان پزشکی مورد نظر خود مشکل دارند، زیرا گرایش جنسی شان اشتباه است، یا آنها به عنوان یک فاحشه در نظر گرفته شده اند، یا آنها ابراز جنسیتی مناسب پس از عمل جراحی خود را نمی خواهند (به عنوان مثال یک زن تراجنسیتی می خواهد همجنسگرا باشد) و ...

سخن آخر

مفهوم تراجنسیتی را به عنوان یک هویت پزشکی، در مقابل تراجنسیتی به عنوان یک هویت مدبرانه یا یک انتخاب هویت در نظر بگیرید. کدامیک باعث می شود تا احساس قدرت بیشتری کنید؟ کدامیک شما را به یک سوژه و نه یک موضوع تبدیل می کند؟ کدامیک شما را به عنوان یک عامل فعال در جستجوی تغییر در دنیای خود به روشی که برای شما مناسب است، تبدیل می کند؟ من منتظر بحث های جالبی هستم که این مقاله بدون شک ایجاد می کند!


مقالات مرتبط:

آیا زنم هم جنس گراست؟ 15 علامت هشدار دهنده زنان هم جنس باز

علل و درمان میل رابطه جنسی با کودک
 

از
1
رای