یکشنبه، 3 شهریور 98

آیا واقعاً افراد مخالف یکدیگر را جذب می کنند؟ (4 اصل سازگاری برای پایدار ماندن رابطه عاشقانه)

آیا واقعاً افراد مخالف یکدیگر را جذب می کنند؟ (4 اصل سازگاری برای پایدار ماندن رابطه عاشقانه) خلق و خو یک ناحیه دیگر سازگاری که بهتر است تا حد امکان از تشابه برخوردار باشد تا تفاوت. به عنوان مثال، یک فرد برونگرا ارتباط چندان مناسبی با یک فرد درونگرا برقرار نخواهد کرد.

در روابط، تشابهات، پیش بینی کننده های بهتری برای شادمانی و خوشبختی نسبت به تفاوت ها محسوب می شوند. اگر ما درباره الکترومغناطیس و بارهایی که در اتم ها و مغناطیس ها یافت می شود صحبت می کنیم، این یک اصل مسلم است که مخالف ها یکدیگر را جذب می کنند. اما در دنیای ماکروسکوپی روابط دوستانه، هیچ چیز نمی تواند از واقعیت بالاتر باشد. یا اگر جاذبه ای بین دو فرد بسیار متفاوت وجود دارد، احتمال اینکه برای مدت طولانی باقی بماند کم است زیرا سازگاری و روابط حقیقی و اصیل معمولاً بر پایه شباهت ها قرار دارند، نه تفاوت ها.

یک دوستی پایه را در نظر بگیرید. دوستان شما چه کسانی هستند و اساساً چقدر به شما شبیه و چقدر با شما متفاوت می باشند؟ احتمال بسیار کمی وجود دارد که یک فرد پیشرونده، آزاد و گیاهخوار و عاشق طبیعت، بهترین دوست یک فرد محافظه کار کامل، انکار کننده تغییرات آب و هوایی، شکارچی و تله گذار تفریحی در طبیعت باشد. حتی تفاوت های سطحی تر مانند ترجیح پیاده روی و تنیس به گلف بازی و ماهیگیری می تواند یک شکاف عظیم اجتماعی محسوب شود که عبور از آن چندان آسان نیست.

4 اصل سازگاری که نشان می دهد یک ازدواج یا رابطه عاشقانه پایدار خواهد ماند

بر پایه دهه ها تجربه فردی در زمینه کمک به زوج های آشفته به همراه مقدار زیادی اطلاعات تایید کننده از جانب همکارانم و شواهد تحقیقات انجام شده (مانند گاتمن و سیلور، 2012) در اینجا نواحی اصلی سازگاری را که می توانند در پیش بینی این که یک ازدواج یا رابطه عاشقانه پایدار خواهد ماند یا خیر، کمک کنند، ارائه می نمایم:

  • دیدگاه نسبت به جهان
  • فعالیت های پایه
  • روابط جنسی
  • خلق و خوی اساسی

1. دیدگاه نسبت به جهان

همانگونه که در بالا بیان شد، اگر یک زوج دیدگاه کاملاً متفاوتی درباره زندگی داشته باشند، تصور اینکه رابطه ای هماهنگ و دارای حداقل تداخلات را داشته باشند، بسیار سخت است. منظور این نیست که دو طرف بایستی درباره همه چیز موافق باشند. در واقع، بعضی ایده ها مستقل و متفاوت می توانند محرک بوده و برای هر دو طرف مزایایی به دنبال داشته باشند. اما وقتی صحبت از مسائل اساسی مانند مدیریت و هزینه کردن پول، نحوه بزرگ کردن فرزندان و دیدگاه های سیاسی قدرتمند و غیره به میان می آیند، زوجینی با دیدگاه های مشابه بهتر از افرادی با باورها و ارزش های واگرا می توانند از پس مسائل برآیند.

4 اصل سازگاری در روابط عاشقانه

2.  فعالیت های پایه

بسیاری از ازدواج های موفق به یک زیربنای دوستانه مستحکم متصل می باشند. وقتی زوجین از فعالیت های مشابه زیادی لذت می برند و با یکدیگر آنها را انجام می دهند، رضایت زوجی آنها به طور کلی بهتر می شود. مانند دیدگاه نسبت به جهان، این به معنی این نیست که زوجین بایستی همواره به یکدیگر چسبیده باشند. در اصل، وقتی هر دو طرف دارای یک سری علایق بیرونی باشند، این مساله رابطه بین آنها را تقویت و تحریک می نماید. دلیل این مساله این است که صرف زمان بیش از حد در کنار یکدیگر می تواند خسته کننده باشد و داشتن یک سری فعالیت های مستقل می تواند برای دو طرف جذاب بوده و در عوض رابطه ازدواج را وقتی فعالیت های فردی با طرف مقابل در میان گذاشته شوند، تقویت نمایند.

3.  رابطه جنسی

با کمال تعجب، نارضایتی جنسی در ازدواج ارتباط نزدیکی با بروز مشکلات جدی دارد. با وجود این که این یک مساله اصلی در خصوص بسیاری از موارد می باشد اما من بحث را به مساله اختلاف در نیازها و داشتن تمایل و خواسته های جنسی به شدت متفاوت، محدود می نمایم. اگر یکی از زوجین تمایل به رابطه جنسی خلاقانه چندین بار در هفته داشته باشد و دیگری به روابط سنتی و مرسوم یک یا دو بار در طول ماه را ترجیح دهد، سعادت در ازدواج احتمالاً بدست نخواهد آمد. روش بررسی یا مدیریت این ناحیه سازگاری باید با استفاده از بحث های باز و صادقانه صورت پذیرد. در واقع، زبان هر فرد مهم ترین ارگان جنسی وی می باشد (نه به دلیل انعطاف پذیری بالا برای لذت جنسی بلکه بیشتر به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط!). بنابراین هر چه زوجین بحث های سازنده ای درباره روابط جنسی شان داشته باشند، احتمال بیشتری برای لذت بردن از آن چه تجربه می نمایند، خواهند داشت.

آیا واقعا افراد مخالف جذب یکدیگر می شوند

4. خلق و خوی اساسی

خلق و خو یک ناحیه دیگر سازگاری که بهتر است تا حد امکان از تشابه برخوردار باشد تا تفاوت. به عنوان مثال، یک فرد برونگرا ارتباط چندان مناسبی با یک فرد درونگرا برقرار نخواهد کرد و فردی با علایق مشابه خود را بیشتر می پسندد. به طور مشابه، رابطه یک فرد بسیار آرام و مطیع با فردی که جسور و پر مدعا باشد، به تضاد و نارضایتی خواهد انجامید. و یک فرد به شدت حساس معمولاً با یک شریک زندگی که پوستی به کلفتی کرگدن دارد، به اصطکاک برخورد خواهد کرد.

مجدداً من پیشنهاد نمی کنم که افراد بایستی به دنبال نیمه شبیه سازی شده خودشان باشند بلکه صرفاً باید تلاش کنند تا تشابه بیشتری با وی بویژه در 4 زمینه بیان شده یعنی دیدگاه نسبت به جهان، فعالیت های اصلی، خواسته های جنسی و خلق و خوی اساسی داشته باشند تا تضاد بین آنها کاهش یابد و هر چه این کاهش بیشتر باشد، رابطه آنها برای هر دو طرف رضایت بخش تر خواهد شد. 

منبع: psychologytoday

از
2
رای