آشنایی با مکتب های ادبی جهان

آشنایی با مکتب های ادبی جهان از آثار مهم اگزیستانسیالیسم می توان تهوع از "سارتر" را نام برد. متأسفانه به اشتباه در اذهان عموم این طور جا افتاده که این فلسفه در واقع فلسفه مرگ و نا امیدی و بیهودگی است.

اونانیمیسم

این مکتب توسط "ژول رومن و ژرژ اشتویر" در نیمه اول قرن بیستم بوجود آمد و اصول این مکتب از استدلالی ساده آغاز می شود. این مکتب اجتماع را منشاء تکامل و نبوع نیروهای فردی می داند. این مکتب درواقع از عقاید و مشرب "تولستوی" و منظومه های "ویتمن" ونظریات "گوستاولوبون" و "دورگهایم" ساخته و پرداخته شده است.

اگزیستانسیالیسم (هستی‌گرایی یا باور به اصالت وجود) 

این مکتب (به انگلیسی: Existentialism) پیش از جنگ دوم جهانی در فرانسه بوجود آمد و در جهان گسترش یافت و شالوده خود را بر اساس "اصالت وجود، آزادی انسان و پوچی زندگی" استوار ساخت و همانطور که رمانتیسم مکتب اصالت احساس است در اگزیستانسیالیسم نیز مکتب اصالت موجود است. با توجه به اینکه این مکتب یک جهان بینی فلسفی است هیچگاه هم نمی توان این شیوه و مکتب را در نوشته های ادبی معاصر ناچیز شمرد. این شیوه انسان را پدیده ای کاملا آزاد و فرمانروا بر سرنوشت خویش می داند و از بستگی های انسان با اجتماع و آیین و سننت های آن سرباز می زند و در هیچ کاری ارزش گذشته تاریخی و همکاری دسته جسی سرنوشت را نمی پذیرد چون زندگی کنونی را در چهارچوب اجتماع می نگرد و انگیزه ها را با آزادی انسان دشمن می بیند، آن را تلخ و پوچ می نماید و راه خوشبختی را در گریختن از این جهان ناسازگار و رهایی از تار و پود های اجتماع می داند. پیش آهنگان این مکتب را "ژان پل سارتر" و "آلبرکامو" و "آندره مالرو" و "سیمون دوبوار" باید دانست. از آثار مهم اگزیستانسیالیسم می توان تهوع از "سارتر" را نام برد. متأسفانه به اشتباه در اذهان عموم این طور جا افتاده که این فلسفه در واقع فلسفه مرگ و نا امیدی و بیهودگی است.

اگزیستانسیالیسم

پوپولیسم (عوام گرایی)

پوپولیسم (به فرانسوی: Populisme) مکتبی ادبی و هنری است که بسال 1929 میلادی بوجود آمد و هدف آن بیان احساسها و رفتار مردم عامی بود که این مکتب می خواست در برابر روانشناسی بورژوایی ونیز در برابر روشنفکر مآبی گروهی بیکار، هنری بوجود آورد که توجه نویسنده فقط مصرف مردمان طبقات پایین جامعه باشد، بی آنکه تا حد ابتذال مکتب ناتورالیسم سقوط کند. طرفداران این مکتب برعکس اگزیستانسیالیستها، مخالف هرگونه اتزام و درگیری اخلاقی یا اجتماعی و سیاسی بودند. 

دادائیسم (مکتب دادا)

مکتب (دادا) یا دادائیسم (به فرانسوی: Dadaïsme) زاییده با نا امیدی و اضطراب و هرج و مرجی است که از خرابیها و انسان کشی های جنگ اول جهانی حاصل شده بود. این مکتب زبان حال کسانیست که به ثبات واستمرار هیچ امری امید ندارند و چیزی را در زندگی با برجا نمی شمارند. پیروان این مکتب می خواهند بشریت وادبیات را از عقل ، منطق و زبان آزاد کنند و برضد اخلاق واجتماع طغیان کنند، با اینحال باید انتظار داشت که پیروان این مکتب عبارات را قابل فهم نوشته باشند زیرا بنای این مکتب بر نفی بود و ناچار می بایست شیوه خود را نیز نفی کنند، این مکتب توسط جوانی بنام "تریستان تزارا" و دوستانش پایه گذاری شد. او برای اینکه نامی برای مکتب خود انتخاب کند با چاقو تکه ای از فرهنگ "لاروس" را برید و بطور اتفاقی کلمه "دادا " بدست آمد. از پیروان این مکتب "الوار، آراگون، فیلیپ سوپر و فرانسیس پیکا بیا" را می توان نام برد. این مکتب حدود سال 1920 از بین رفت چنانکه در همین سال گردانندگان آن آشکا را اعلام کردند که این مکتب ضد ادبیات است.

رومانتیسم

رومانتیسم (به فرانسوی: Romantisme)(به انگلیسی: Romanticism)  یک مکتب انقلابی ناقصی است که الهامات خود را از مکتب کلاسیسم اخذ می نماید. این مکتب زایده تمدن صنعتی و پیشرفته طبقه متوسط در قرن نوزدهم است. بدینسان که اکثر ملت پیشرفته این قرن اروپا دیگر نمی توانستند سدهای سنت های متروکه و ریشه کن فیودالیسم و فیودال ها و مکتب کلاسیسم را بپذیرند از این رو آنها به نویسندگان و هنرمندان روشنفکری نیاز داشتند که آن ها آزادانه و به دلخواه خود با درنظر گرفتن بدبختی های جامعه و پندارهای بی بند و بار، خود قلم بدست گرفته و ملت بخواب رفته را بیدار سازند. این نهضت ادبی از میانه های قرن هجدهم اوج گرفت و تا نیمه دوم این قرن و قرن نوزدهم جهان را جوالانگاه تاخت و تاز هنر و اندیشه خود نمود. نویسندگان این مکتب هیچگاه مردم را همانطوریکه که بودند توصیف ننمودند بلکه آنچنان که باید باشند و بودند بطور نقاشی ارایه نمودند. از این جهت این مکتب در برابر رئالیسم جای گرفت و هنرمند رومانتیک توده خود را دشمن می دارد و چون از زندگی در اجتماع گریزان است به خیال ها و اندیشه های درونی خویش پناه می برد و به عصر های باستانی و ایام طفولیت و سرزمین آرزو امیال و تنهایی خود بازمی گردد . از میان پیشوایان این مکتب می توان "استاندال، ویکتورهوگو، شاتوبریان" را در فرانسه و "لردبایرون و وردزورت" را در انگلستان و "گوته وشیلر" را در آلمان و "بوسکین و گوگول ولرمانتوف" را در روسیه نام برد. ویکتورهوگو با آثار جاویدان وبی مانند خود بینوایان رهبری این مکتب را از آن خود کرد از سوی دیگر جنبش رومانتیسم را باید فریاد خشم واعتراض برضد بندگی انسان کشاکشهای سرمایه داری و برگرداندن شهرها به اردوگاههای کارگری و بدبختی و سرانجام بر ضد صنعتگران و سرمایه داران دانست. دیباچه ویکتورهوگو بر نمایشنامه کرمول خود درحقیقت مرامنامه جنبش مکتب رومانتیسم گردید.

رئالیسم (واقع‌گرایی)

مکتب رئالیسم (به انگلیسی: Realism) در قرن هیجدهم در اروپا پدید آمد و در قرن نوزدهم بسرعت راه پیشرفت و کمال را پیمود و بزرگترین و درخشانترین مکتب ادبی جهان شناخته شد. از نظر درخشش و جهانگیری این مکتب با درنظر گرفتن پدیده آن و پرمحتوایی اش به دو دوره تقسیم شده.  رئالیسم قرن هیجدهم که پیش آهنگان آن "دانیل دوفو" و "هنری فیلدینگ" در انگلستان و دیگری ریالیسم قرن نوزدهم که پیشوایان آن "بومارشه، مرسه، گوستاو فلوبر و بالزاک" در فرانسه و "چارلز دیکنز و هنری جیمز" درانگلستان و "تولستوی، تورکنیف گونچاروف، داستایوسکی و ماکسیم گورکی" در روسیه می باشند که پیروان این مکتب برخلاف رومانتیکها به توصیف و تمجید توده و زندگی اجتماع خویش پرداخته و آن را همانطوریکه بود بدون کم و کاست تشریح نمودند. هنرمند رئالیسم همواره سعی دارد زندگی را به آن شکلی که هست نشان دهد نه به آن شکل  وقیافه ای که باید باشد. از شاهکارهای این مکتب باباگوریو و اوژنی گرانده اثر بالزاک و الیورتویست، داستان دو شهر و آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز و جنگ و صلح و رستاخیز اثر تولستوی و همچنین مادام بواری اثر گوستاو فلوبر را می توان نام برد. گزینش طبقات پایین و گوناگون مردم و نقاشی کردن و برجسته نمودن و تشریح چگونگی های آنها و نمایاندن واقعیت ها از اهداف مکتب ریالیسم می باشد.

رئالیسم

سمبولیسم (نماد گرایی)

سمبولیسم (به انگلیسی Symbolism) در قرن نوزدهم که مکتبهای ادبی هریک قلمروی در جهان هنر و ادب داشتند این مکتب پدیدار گشت و نخستین پیام آور این نهضت فکری "شارل بودلر" بود که از طرفداران جدی هنر برای هنر بشمار می رفت. ولی با راه تازه ای که در پیش گرفت بنای این مکتب را پی ریزی نمود. در این مکتب بدبینی و یاس و نومیدی را بصورت وهم و رویا همراه با احساس و خیالی ژرف و با زبانی آکنده از شکوه و کنایه و اشاره که مخصوص همین مکتب است بیان می کند.

در این مکتب، سمبولیسم تنها بر پایه اصالت احساس تکیه دارد و هنرمندان این نهضت برای احساس های خود به هیج اصل دیگری نپرداخته و گردن ننهاده اند و از هیچ منطق و واقعیت دیگری پیروی ننموده اند. سمبولیسم در همه پدیده های هنری اش یک احساس و خیال ژرفی که آمیخته با نا امیدی و بد بینی است به چشم می خورد و این احساس سرکش همواره درون بین و خود نگر است که با رویا و خیال همراه است که موریس مترلینگ در نمایشنامه های خود آثار و نهضت این مکتب را از طریق تئاتر و نمایش بر جهان عرضه نمود و ادگارآلن پو نیز از هنرمندان این سبک در آمریکا است که هر دو از رهبران این مکتب به شمار می روند.

سورئالیسم (فراواقع‌گرایی)  

این مکتب (به انگلیسی: Surrealism) در قرن نوزدهم در اروپا و امریکا پدید آمد و آندره برتون نخستین کسی است که این نهضت هنری را رهبری نمود. او برای شناساندن مکتب سوررئالیسم می گوید ژرفترین احساسهای شخصی هنگامی به تمام معنا خود نمایی می کند که پندارها و خیالهای وهم انگیز همه چیز را را هنمون گردد و اختیار را از دست منطق انسانی بیرون آورد و بهمین انگیزه است که آثار مکتب سورریالیستی نیز مانند آثار رومانتیک بیشتر زاییده خیال هنرمند است تا واقعیتهای زندگی. پیروان این مکتب نیز عقیده دارند که انسان تاریخی و ارادی با تمام نیروی سازنده هیجاناتش بی ارزش است و آنها در پی انسان غریزی و غیر تاریخی می گردند. به همین سبب به جهان کودکی و غریزه ها پای می گذارند و می کوشند تمام انگیزهای غریزی را در اندیشه و روان انسان متمدن نقاشی و توصیف کنند، این نهضت را نمی توان تنها یک جهان بینی ادبی دانست بلکه می بایست یک مکتب فلسفی و اجتماعی نیز بشمار آورد. از نقطه دید فلسفی این مکتب بر پایه روانکاوی فروید استوار است. یکی از اصل هایی که پیروان این مکتب بدان تکیه می کنند گرایش و اعتراف بطرف جهان رویا و وهم بشکلی که آنها را از جهان حقیقی و واقعی دور نگه دارند می باشد.

هنرمندان این مکتب با هرگونه تقلایی که برای منطقی ساختن هنر انجام می گردد مخالفت می کنند. آنها عقیده دارند که هرگز نباید نیروهای منطقی بر نیروهای خیالی و رویایی برتری یابند. این مکتب هنری به تاتر نیز کشانده شد و در سال 1917 نمایشنامه "پستان‌های تیرزیاس" این سبک را را به تیاتر کشاند. هنرمندان سورریالیست با هرگونه کوششی که برای منطقی و واقعی ساختن انجام می گردید به مبارزه و مخالفت برخواستند آنان هرگز روا نمی داشتند که نیروهای منطقی و خردی بر نیروهای خیالی و رویایی آن برتری یابد، بدیده آن ها هیچ چیز بیهوده تر از هنری نیست که تنها از برخی از واقعیت های گوناگون طبیعی را به میان آورد. با اندکی پروا و ژرف بینی بخوبی همبستگی ها و هم آهنگیهای فراوان این مکتب با رمانتیسم و سمبولیسم نمایان می گردد. این مکتب در جهان هنر پیروان فراوانی پیدا کرده و تاکنون ارزش معنوی و هنری خود را حفظ نموده است .

سورئالیسم

کلاسیسیسم 

کلاسیسیسم (به انگلیسی: Classicism) به مکتبهای ادبی گفته می شود که با مایه گرفتن از هنر وادب روم و یونان باستان در قرن پانزده تا هیجده میلادی در آثار هنری اروپا خود نمایی می کرده است. اصول و قواعدی در زمره این مکتب بود که کلاسیسیسم را در جهان آن روز بسط و گسترش می داد که نمونه بارز آن تقلید و نمایش از طبیعت بود که یک هنرمند کلاسیسیست می بایست بیش از هرچیز سازنده خوبی باشد و توجه و تقلید از قدما، نگریستن و پروای بی اندازه هنرمندان به خداوند ذوق و هنر باستان که این هنرمندان همواره برای یافتن و برجسته ترین نمونه های هنری خود به جستجوو کاوش در گنجینه گذشتگان و آثار آنان می پرداختند تا آثار خود را در قالب بهتری ارایه نمایند ولی هرگز تقلیدی از آثار آنان ننمودند که با اصل عقل منافی داشته باشد. هنرمندان این مکتب همیشه سعی بر آن داشته و دارند که آثارشان جنبه آموزش و آموزندگی داشته باشد و درواقع آثارشان ساده و دل پسند بوده و بیننده را در سر دوراهی قرار ندهد. هنرمندان این مکتب آنچه را که شایسته و نیک و صحیح باشد به قهرمانان داستان خود می بخشند مکتب کلاسیسیسم درقرنهای 16 و 17 به اوج شهرت و توانایی خود رسید و بخصوص در انگلستان و ایتالیا و فرانسه و آلمان سخنوران بسیار و شایسته ای برای خلق آثار خود باین مکتب پیوستند و پدیده های این مکتب بیشتر بصورت شاهکارهای ادبیات جهان نمودار گردیدند که از آثار مهم آن در زمینه های کمدی، تراژدی، حماسی، تراژدی - کمدی شناخته شده هستند.

کاسموپلیتیسم (جهان میهنی، جهان وطنی)

کاسموپلیتیسم (به انگلیسی: Cosmopolitanism) یا جهان وطنی توسط دو شاعر و نویسنده فرانسوی به نامهای "والری لاربوکسی و ویل موران" بوجود آمد. پیروان این مکتب عقیده دارند که همه مردم باید خود را هموطن یکدیگر بدانند. پیشرو این مکتب والری لاربوکسی بود که چند زبان را بخوبی می دانست و آثار کنراد و جویس و باتلر را به فرانسه ترجمه کرده بود.

فوتوریسم (آینده گری)

فوتوریسم (به ایتالیایی: Futurismo) (به فرانسوی: Futurisme) بمعنی آینده است که این شیوه در ایتالیا ریشه گرفت و سپس از آن استفاده شد. بنیانگذار این مکتب شاعر معروف ایتالیا "مارتینی " نام داشت. به عقیده او در این قرن که عصر ماشین و صنایع پیشرفت نموده می بایست برای ادبیات نیز سبک ماشینی ابداع کرد. از این سبک در ادبیات روسی توسط شاعر روس بنام "ولادیمیر مایاکوفسکی" استقبال گردید ولی چندان طولی نکشید که این مکتب پیش از جنگ اول در اروپا و بسال 1921 در روسیه بکلی از میان رفت.

ناتورالیسم (طبیعت گرایی)

ناتورالیسم (به فرانسوی: Naturalisme) به مفهوم فلسفی به آن دسته از روشهای فلسفی اطلاق می گردد که معتقد به قدرت محض طبیعت است و هرگز طبیعت را آلتی در دست نظم بالاتری نمی شناسد. از نظر ادبی این مکتب بیشتر به تقلید دقیق از طبیعت گفته می شود و در چارچوبهای تنگ تر و محدودتری از مکتب ریالیسم قرار دارد و به مکتبی اطلاق می گردد که "امیل زولا" و طرفدارانش آن را بنیان نهاده و مدعی شدند که هنر و ادبیات باید جنبه علمی داشته باشد و کوشیدند که روش تجربی و جبر علمی را در ادبیات رونق بخشند و در جهان رواج دهند. این مکتب قریب ده سال از 1880 تا 1890 بر ادبیات اروپا تکیه داشت و حکومت می کرد و طبیعت پردازان این قرن گذشته از پذیرفتن وپیروی از آیین طبیعت و جبر علمی و روشهای آزمایشی به موضوع هم خونی یا وراثت نیز پروای فراوان نشان می دادند و به تاثیر خون پدر در فرزند باوری کامل داشتند. همچنین وضع جسمانی در دیده آنان از حالت روانی مهمتر و اصیل تر بود. ناتورالیست ها در افسانه های خود به هیچ وجه انسان را با اراده و آزاد نشان نمی دادند بلکه او را بی اراده و در برابر نیروهای جسمی و طبیعی و ماوراء طبیعی توصیف می کردند. از نویسندگان بزرگ این مکتب "امیل زولا و ویلیام فالکنر" را می توان نام برد.

ناتورالیسم (طبیعت گرایی)

ناتوریسم 

مکتب ناتوریسم (Natorism) در سالهای آخر نیمه دوم قرن نوزدهم توسط "اوژن مونفور و سن ژرژبویلیه" بوجود آمد. شعرای این مکتب خشونت و سردی سبک پازناس و ریزه کاریهای بی مایه سمبولیسم را رد و در آثار خود عشق طبیعت و کار را تحلیل می کردند. این دسته موفق نشدند مکتب خود را بصورت عمومی در آورند اما در خارج تز مکتبشان شوری بوجود آوردند که اشعار آنادونوآی و فرانسیس ژافر گویای این مکتب هستند.

وریسم (واقع‌گری محض)

این مکتب توسط نویسنده ای از اهل سیسیل بنام "جیوانی ورگا" بوجود آمد. او که در جوانی داستانهای عوام پسندی نوشته بود در سنین بالاتر آثار با ارزشی نوشت ورگا این مکتب را از تلفیق مکتب های ریالیسم و ناتورالیسم در ایتالیا بوجود آورد. شاید کثرت شخصیت های انسانی در داستانهای او موجب شد که ورگا شکل تازه ای به رئالیسم فرانسویان بدهد. این مکتب پس از اینکه سی سال گمنام ماند امروز بیشتر نویسندگان ایتالیایی از آن بعنوان نمونه بی مانندی از هنرداستانسرایی یاد می کند و پیروان این مکتب امروزه زیادند که از آن میان "گراتسیا دلدا، ماتیلدا سرانو، ماریوبرانزی و لوییجی کا پوآنا" را می توان نام برد.

هنر برای هنر

این نهضت (به انگلیسی: Art for art's sake) را نیز نمی توان زاییده یک دوره مخصوص و یک عصر روشن دانست، ولی با وجود این قرن 18 و ابتدای قرن 19 را باید دوران رواج و پیشرفت این نهضت هنری و ادبی دانست. این جنبش نیز در کشور فرانسه شکل گرفت و هنرمندان بنامی نظیر "بودلر و تیوفیل گونیه" پیشوای این مکتب گردیدند. این مکتب در کشورهای دیگر اروپایی مخصوصا انگلستان نیز هواداران بسیاری یافت و هنرمندان بزرگی چون "جان راسکین واسکار وایلد" آثار خود را در این مکتب بوجود آورده اند. پیروان این مکتب درصدد بودند که هنر را از بند همه چیز، جز آفرینش زیبایی رها سازند، به همین جهت هدف این مکتب مدتی رواج یافت، ولی سرانجام نتوانست پسندیده همگان باشد و هنرمندان بزرگی چون "الکساندر دوما" و دیگران به مخالفت با آن برخاستند. این مکتب زاییده انقلاب صنعتی در اروپا و دگرگون گشتن اجتماع ها ونیرو گرفتن سرمایه داری و اربابان کارخانجات است زیرا با این شکل هنرمند خود را در توده خویش تنها می یابد و همه چیز را دشمن می دارد.

از
3
رای