7 چالش‌ رایج در آموزش دوران اولیه کودکی و راهکار بهبود آن

7 چالش‌ رایج در آموزش دوران اولیه کودکی و راهکار بهبود آن مشکلات آموزش در دوران کودکی چیست؛ چالش‌های آموزش ابتدایی کودک و روش‌های عملی معلمان برای حمایت از آموزش و تربیت در دوران اولیه کودکی با راهکار بهبود تجربه آموزش بچه ها را در سلام دنیا بیاموزید.
دیدگاه ها

آموزش در دوران اولیه کودکی (ECE) نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری پایه‌های یادگیری و رشد آینده کودکان ایفا می‌کند. با این حال، مربیان و والدین اغلب با چالش‌هایی مواجه هستند که می‌تواند تأثیرگذاری این مرحله حیاتی را کاهش دهد. محدودیت منابع، نیازهای یادگیری متنوع، مشکلات رفتاری و مشارکت متفاوت والدین از جمله موانعی هستند که مدیریت آن‌ها نیازمند رویکردهای هوشمندانه است. در این مقاله از سلام دنیا به بررسی هفت چالش رایج در آموزش در دوران اولیه کودکی و ارائه راهکارهای بهبود تجربه آموزشی کودکان پرداخته‌ایم.

اهمیت آموزش در دوران اولیه کودکی

آموزش در دوران اولیه کودکی (ECE) آینده کودک را شکل می‌دهد و باعث رشد پایدار توانایی‌های ذهنی، عاطفی، اجتماعی و جسمی او می‌شود. ذهنیت استراتژیک پرورش‌یافته از طریق برنامه‌های ECE از کودکان حمایت می‌کند تا در زمینه‌های زیر پیشرفت کنند:

  • رشد شناختی: از طریق فعالیت‌های تعاملی، کاوش بازی‌محور و آموزش هدایت‌شده، کودکان مهارت‌های زبانی، حل مسئله و تفکر انتقادی خود را تقویت می‌کنند. برنامه‌های آموزش در دوران اولیه کودکی اغلب شامل تجارب یادگیری عملی هستند که کودکان را تشویق می‌کند محیط اطراف خود را کشف کنند و در فعالیت‌های حل مسئله مشارکت داشته باشند.
  • رشد اجتماعی و عاطفی: از طریق تعامل با همسالان و معلمان، کودکان مهارت‌های اجتماعی اساسی مانند اشتراک‌گذاری، نوبت گرفتن و حل تعارض را می‌آموزند. برنامه‌های آموزش در دوران اولیه کودکی فعالیت‌هایی را شامل می‌شوند که تنظیم هیجانات و کنترل خود را تقویت می‌کنند و به کودکان کمک می‌کنند احساسات خود را به‌طور سازنده مدیریت کنند.

حتما بخوانید: درمان عصبانیت کودکان


7 چالش در آموزش در دوران اولیه کودکی

با وجود مزایای فراوان آموزش در دوران اولیه کودکی، مربیان و والدین اغلب با موانع متعددی مواجه می‌شوند. درک این چالش‌ها در آموزش در دوران اولیه کودکی برای ایجاد راهبردها و راه‌حل‌های مؤثر به منظور حمایت از یادگیرندگان خردسال ضروری است.

1. هزینه‌های بالا و محدودیت دسترسی به برنامه‌های ECE

هزینه‌های بالای برنامه‌های آموزش در دوران اولیه کودکی (ECE) و محدودیت دسترسی به آن‌ها چالش‌های مهمی در این حوزه ایجاد می‌کند. این مشکلات توسعه‌ای به‌ویژه در میان توزیع‌های درآمدی مختلف برجسته‌تر است و باعث ایجاد نابرابری در دسترسی و کیفیت می‌شود. مسائل کلیدی عبارتند از:

  • مصرف متفاوت مراقبت از کودکان: خانوارهای با درآمد بالاتر بیشتر احتمال دارد که برای مراقبت از کودکان هزینه کنند، در حالی که خانوارهای کم‌درآمد کمتر قادر به این کار هستند. در حالی که برخی خانواده‌ها یارانه دریافت می‌کنند، میانگین هزینه خانواده‌هایی که کودکان زیر شش سال دارند، ماهانه 532 دلار برای مراقبت از کودک است (طبق تحلیل نظرسنجی ملی مراقبت و آموزش اولیه کودکان (NSECE)) که تقریباً هشت درصد از درآمد آن‌ها را تشکیل می‌دهد. این رقم برای خانواده‌هایی که هزینه مراقبت از کودکان را پرداخت می‌کنند، به 920 دلار در ماه یا تقریباً 13 درصد از درآمدشان می‌رسد.
  • هزینه بالای ارائه خدمات مراقبت با کیفیت بالا: هزینه‌های بالای ارائه مراقبت با کیفیت در ECE عمدتاً به دلیل ماهیت کاربرمحور این صنعت است. این وابستگی به پرداخت خانواده‌ها همراه با گزینه‌های محدود برای افزایش درآمد یا کاهش هزینه‌های عملیاتی، چالش‌های قابل توجهی را برای سرمایه‌گذاری در بهبود کیفیت ایجاد می‌کند.
  • قیمت بالای برنامه‌های رسمی ECE: قیمت‌گذاری در بخش ECE و حساسیت مصرف‌کنندگان به این قیمت‌ها می‌تواند باعث شود خانواده‌ها از خدمات ECE مبتنی بر بازار صرف‌نظر کنند. در عوض، ممکن است به گزینه‌های مراقبت غیررسمی، بدون پرداخت و اغلب با کیفیت پایین‌تر روی آورند که این امر بر دسترسی کلی به مراقبت با کیفیت تأثیر می‌گذارد.
  • ضعف مدل کسب‌وکار: بخش ECE با ضعف مدل کسب‌وکار مشخص می‌شود، زیرا بسیاری از مؤسسات کوچک و مالکیت‌های فردی فعالیت می‌کنند. این نهادها با هزینه‌های اولیه قابل توجه مواجه‌اند و با حاشیه سود اندک کار می‌کنند، که آن‌ها را به‌ویژه در برابر رکود اقتصادی و بی‌ثباتی مالی آسیب‌پذیر می‌کند.

 چالش‌های ابتدایی آموزش کودک 1

2. مشکلات سلامت روان کارکنان آموزش در دوران اولیه کودکی (ECE)

افزایش مشکلات سلامت روان در میان کودکان، مسائل سلامت روان کارکنان آموزش در دوران اولیه کودکی (ECE) را تشدید می‌کند. عوامل متعددی به پایین بودن سلامت روان مربیان کودکی اولیه کمک می‌کنند، از جمله:

  • سطوح بالای مسئولیت: مربیان کودکی اولیه مسئول توسعه جامع و رفاه کودکان خردسال هستند و این کار نیازمند صبر و تعهد فراوان است. مسئولیت سنگین می‌تواند باعث افزایش سطح استرس شود، زیرا مربیان تلاش می‌کنند نیازهای متنوع هر کودک را برآورده کنند.
  • حوزه‌ای که همواره در حال تغییر است: زمینه آموزش در دوران اولیه کودکی دائماً در حال تحول است و روش‌های تدریس جدید، به‌روزرسانی‌های برنامه درسی و پیشرفت‌های فناوری به آن افزوده می‌شود. مربیان باید سریعاً خود را با این تغییرات وفق دهند، که می‌تواند به استرس و فرسودگی شغلی منجر شود.
  • چالش‌های رفتاری: مدیریت رفتارهای مختل‌کننده کلاس، مانند لجبازی‌ها و تعارض‌ها، بر استرس می‌افزاید. کودکان خردسال هنوز در حال یادگیری تنظیم هیجانی هستند و این امر مدیریت این موقعیت‌ها را برای مربیان دشوار می‌کند.
  • ساعات کاری طولانی: برای هماهنگی با برنامه والدین شاغل، مربیان کودکی اولیه اغلب ساعات کاری طولانی دارند. فقدان تعادل بین کار و زندگی می‌تواند استرس را افزایش دهد و بر رفاه کلی تأثیر بگذارد.
  • کار جسمی دشوار: این شغل نیازمند تحرک زیاد و فعالیت‌های عملی است و توان بدنی کافی برای همراهی با کودکان پرانرژی ضروری است.
  • موضوعات حساس: مربیان اغلب با مسائل حساسی مانند اختلالات رفتاری، سوءاستفاده و تروما مواجه می‌شوند. رسیدگی به این موقعیت‌ها نیازمند بلوغ و حساسیت هیجانی بالاست.
  • سازگاری مداوم: زمینه آموزش در دوران اولیه کودکی نیازمند یادگیری مداوم و انطباق با روش‌ها و فناوری‌های جدید است که بر استرس و حجم کار مربیان می‌افزاید.

حتما بخوانید: مشکلات کودکان تیزهوش و با استعداد


این عوامل به‌طور کلی بر سلامت روان کارکنان ECE تأثیر می‌گذارند و ضرورت حمایت بهتر و به رسمیت شناختن نقش حیاتی آن‌ها در رشد کودکان را برجسته می‌کنند.

3. منابع محدود و دسترسی محدود به توسعه حرفه‌ای

پرداختن به منابع محدود و دسترسی محدود به توسعه حرفه‌ای، می‌تواند اثربخشی مربیان آموزش در دوران اولیه کودکی را افزایش داده و از پیشرفت حرفه‌ای آن‌ها حمایت کند.

  • دسترسی محدود به توسعه حرفه‌ای با کیفیت بالا: تنها بخش کوچکی از معلمان در فعالیت‌های توسعه حرفه‌ای ارزشمند شرکت می‌کنند. فقط 26.6 درصد در دوره‌های دانشگاهی مرتبط با تدریس شرکت می‌کنند، 23.1 درصد در کارگاه‌ها ارائه می‌دهند و 21.6 درصد از بازدیدهای مشاهده‌ای از مدارس دیگر بهره‌مند می‌شوند (Emma García و Elaine Weiss، 2019).
  • زمان و منابع ناکافی برای آماده‌سازی: معلمان تازه‌کار و با تجربه اغلب زمان و منابع لازم برای تمرین بازتابی و آماده‌سازی را ندارند. فقط 37.1 درصد معلمان سال اول، زمان آزاد از تدریس کلاس برای فعالیت‌های پشتیبانی دریافت می‌کنند، 26.9 درصد دستیارانی برای مدیریت کلاس دارند و تنها 10.7 درصد از برنامه‌های تدریس کاهش‌یافته بهره‌مند می‌شوند. علاوه بر این، فقط نیمی از کل معلمان زمان برای توسعه حرفه‌ای دریافت می‌کنند و تعداد کمتری از حمایت مالی برای کنفرانس‌ها، کارگاه‌ها یا شهریه دانشگاه بهره‌مند می‌شوند.
  • رضایت پایین از توسعه حرفه‌ای: بسیاری از معلمان از تجربیات توسعه حرفه‌ای خود ناراضی هستند. کمتر از یک‌سوم فعالیت‌هایی که در آن‌ها شرکت می‌کنند را «بسیار مفید» می‌دانند و بیش از یک‌سوم معلمان تازه‌کار گزارش می‌دهند که راهنمایی‌ها تنها تا حدی مفید یا اصلاً مفید نیستند.
  • کمبود مشارکت در جوامع یادگیری: معلمان اغلب تأثیر قابل توجهی بر روش‌های تدریس یا برنامه‌های توسعه حرفه‌ای خود ندارند. بیش از دو سوم معلمان تأثیر محدودی بر محتوای کلاس و مواد آموزشی دارند و تنها 11.1 درصد احساس می‌کنند که ورودی قابل توجهی در برنامه‌های توسعه حرفه‌ای دارند.پرداختن به این چالش‌ها می‌تواند به مربیان کمک کند کیفیت آموزش در دوران اولیه کودکی را بهبود بخشند و رشد حرفه‌ای آن‌ها را حمایت کند.

 چالش‌های ابتدایی آموزش کودک 2

4. کمبود مشارکت و ارتباط والدین

کارکنان آموزش در دوران اولیه کودکی اغلب با چالش‌های قابل توجهی در زمینه مشارکت و ارتباط والدین مواجه هستند که می‌تواند اثربخشی برنامه‌های آموزش در دوران اولیه کودکی را کاهش دهد.

  • کمبود درک اهمیت یادگیری در خانه: برخی والدین ممکن است ارزش مشارکت خود در آموزش فرزندشان را نادیده بگیرند. این کم‌اگاهی می‌تواند با محدودیت‌های زمانی و اولویت‌های متضاد مانند کار و قرارهای دیگر تشدید شود و توانایی والدین برای مشارکت مستمر را محدود کند.
  • تأثیر تجربیات تحصیلی والدین: والدینی که تجربه‌های منفی از مدرسه داشته‌اند ممکن است نگرش مشابهی را برای فرزندان خود الگوبرداری کنند و این امر سطح مشارکت آن‌ها در محیط‌های آموزشی را تحت تأثیر قرار دهد.
  • تفاوت‌های فرهنگی و زبانی: موانع ارتباطی زمانی ایجاد می‌شوند که خانواده‌ها زبان‌های متفاوتی صحبت می‌کنند یا انتظارات فرهنگی متفاوتی نسبت به آموزش در دوران اولیه کودکی دارند. سوءتفاهم‌ها می‌تواند منجر به کاهش مشارکت شود، به‌ویژه اگر والدین انتظارات مدرسه را به‌طور کامل درک نکنند یا احساس کنند از فرآیند آموزشی کنار گذاشته شده‌اند.
  • موانع اعتماد به نفس و سلامت روانی: والدینی که با مسائلی مانند اضطراب، خجالت یا عزت نفس پایین مواجه‌اند، ممکن است تعامل با محیط‌های آموزشی را دشوار بیابند.پرداختن به این چالش‌ها در توسعه کودکی اولیه مستلزم ایجاد رویکردی فراگیر برای مشارکت والدین و تدوین راهبردهایی است که نیازها و زمینه‌های متنوع خانواده‌ها را در نظر بگیرد.

حتما بخوانید: پرورش کودک مستقل با 8 نکته کلیدی


5. افزایش نگرانی‌های ایمنی

افزایش نگرانی‌های ایمنی به چالش‌های مهمی در آموزش در دوران اولیه کودکی تبدیل شده است و هم بر مربیان و هم بر دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارد. این نگرانی‌ها ناشی از چند عامل هستند:

  • خطرات فیزیکی و محیطی: محیط‌های کودکی اولیه اغلب دارای خطرات فیزیکی و محیطی متعددی هستند که می‌توانند منجر به افزایش استرس و خستگی شوند. مربیان باید به‌طور مداوم این خطرات را زیر نظر داشته باشند تا ایمنی کودکان خردسال، که از چند ماه تا شش سال سن دارند، تأمین شود.
  • پروتکل‌ها و دستورالعمل‌های ایمنی: اجرای پروتکل‌ها و دستورالعمل‌های ایمنی، مانند روش‌های جدید ورود و خروج و برنامه‌های پاسخ اضطراری، به بار کاری مربیان کودکی اولیه اضافه می‌کند. نیاز به سازگاری با اقدامات ایمنی در حال تحول می‌تواند استرس اضافی ایجاد کند.
  • کمبود منابع برای اقدامات ایمنی: تأمین مالی ناکافی اغلب توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و آموزش‌های ایمنی مناسب را محدود می‌کند. بسیاری از مراکز توان خرید تجهیزات یا برنامه‌های لازم برای افزایش ایمنی را ندارند و این موضوع بار کاری کارکنان را افزایش می‌دهد.
  • تعادل بین ایمنی و آموزش: مربیان با چالش ایجاد تعادل بین نگرانی‌های ایمنی و ارائه یک محیط آموزشی حمایت‌کننده مواجه هستند. اطمینان از اینکه اقدامات ایمنی کیفیت تجربه‌های آموزشی را کاهش ندهد، یک چالش دائمی است.پرداختن به این نگرانی‌های ایمنی نیازمند راهبردهای جامع است، از جمله تأمین مالی بهتر، بهبود پروتکل‌های ایمنی و حمایت از سلامت روان مربیان تا محیط یادگیری ایمن‌تر و حمایتی برای کارکنان و دانش‌آموزان ایجاد شود.

 چالش‌های ابتدایی آموزش کودک 3

6. مشکلات اجتماعی شدن

مهارت‌های اجتماعی و عاطفی برای رشد کودک حیاتی هستند، اما چندین چالش در آموزش در دوران اولیه کودکی می‌توانند پیشرفت آن‌ها را مختل کنند:

  • اضطراب: اضطراب می‌تواند توانایی کودک را در تعامل با همسالان و مشارکت در فعالیت‌های گروهی کاهش دهد.
  • مشکلات دلبستگی: دشواری در ایجاد دلبستگی ایمن می‌تواند بر توانایی کودک در اعتماد کردن و تعامل اجتماعی تأثیر بگذارد.
  • تروما: تجربه‌های آسیب‌زا در گذشته می‌تواند باعث بروز مشکلات عاطفی و رفتاری شود که تعاملات اجتماعی و تنظیم عاطفی کودک را مختل می‌کند.
  • اوتیسم: کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است در ارتباطات اجتماعی و درک نشانه‌های اجتماعی مشکل داشته باشند، که بر تعاملات آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
  • اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD): این اختلال می‌تواند بر کنترل تکانه‌ها و تمرکز کودک تأثیر بگذارد و تعاملات اجتماعی را دشوارتر کند.

حتما بخوانید: چگونگی کشف استعداد خود با 15 راهکار


شناسایی زودهنگام و مداخله مناسب می‌تواند به کودکان کمک کند تا بر این موانع غلبه کنند و مهارت‌های اجتماعی و عاطفی قوی‌تری توسعه دهند.

7. چالش‌های پذیرش فناوری

مربیان در آموزش در دوران اولیه کودکی با چالش‌های متعددی در ادغام فناوری در تدریس خود مواجه هستند:

  • دسترسی نامناسب: دسترسی محدود به دستگاه‌ها، نرم‌افزارها و اینترنت قابل اعتماد می‌تواند استفاده مؤثر از فناوری را مختل کند.
  • عدم اطمینان درباره استانداردها: ابهام در مورد استانداردهای فناوری می‌تواند باعث سردرگمی درباره استفاده مناسب شود.
  • نگرش‌های نامطلوب: برخی مربیان نسبت به استفاده از فناوری با کودکان خردسال تردید دارند، که بر پذیرش آن تأثیر می‌گذارد.
  • کمبود زمان: معلمان اغلب زمان لازم برای ادغام مؤثر فناوری در فعالیت‌های کلاسی را ندارند.
  • کمبود آموزش: آموزش ناکافی در مورد استفاده هدفمند از فناوری می‌تواند مانع اجرای مؤثر شود.
  • تغییرات سریع فناوری: توسعه سریع فناوری و ارتباط ناکافی بین توسعه‌دهندگان و مربیان چالش‌هایی در به‌روزرسانی ابزارها و برنامه‌های جدید ایجاد می‌کند.

 چالش‌های ابتدایی آموزش کودک 4

روش‌های عملی معلمان برای حمایت از آموزش در دوران اولیه کودکی

برای حمایت مؤثر از آموزش در دوران اولیه کودکی، معلمان باید روش‌هایی را به کار گیرند که بر پایه تحقیقات و اصول رشد و توسعه مناسب برای کودکان باشد. این روش‌ها شامل تصمیم‌گیری در همه سطوح، از سیاست‌گذاری و مدیریت گرفته تا فعالیت‌های روزانه کلاس، می‌شود:

  • ایجاد جامعه‌ای مراقب و حمایت‌کننده برای یادگیرندگان: با پرورش روابط مثبت و مستمر بین معلمان، کودکان و خانواده‌ها، محیط یادگیری حمایت‌کننده ایجاد کنید. یک جامعه مراقب، رشد عاطفی و شناختی کودکان را تقویت می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که همه اعضا به رفاه و یادگیری یکدیگر کمک می‌کنند.
  • تدریس برای تقویت رشد و یادگیری: بین تجربیات هدایت‌شده توسط بزرگسال و کودکان تعادل ایجاد کنید تا توسعه بهینه حمایت شود. معلمان باید فعالیت‌های ساختاریافته بر اساس اهداف خود ارائه دهند و در عین حال به کودکان اجازه دهند علایق خود را کشف کنند، تا هم یادگیری ساختاریافته و هم خودگردان تقویت شود.
  • برنامه‌ریزی برنامه درسی برای رسیدن به اهداف مهم: برنامه درسی‌ای طراحی کنید که اهداف توسعه‌ای و آموزشی را از طریق تجربیات یادگیری متنوع مانند بازی و فعالیت‌های گروهی منعکس کند. برنامه درسی باید به‌خوبی طراحی و مستند شود تا معلمان بتوانند فعالیت‌های جذابی مطابق با اهداف آموزشی ارائه دهند و در عین حال انعطاف لازم برای نیازهای فردی را حفظ کنند.
  • ارزیابی رشد و یادگیری کودکان: ارزیابی‌هایی انجام دهید که با برنامه درسی و اهداف برنامه همسو باشد. از این ارزیابی‌ها برای پیگیری پیشرفت و تطبیق استراتژی‌های تدریس با نیازهای توسعه‌ای و آموزشی هر کودک استفاده کنید و زمینه‌های فرهنگی و زبانی را نیز در نظر بگیرید.
  • ایجاد روابط متقابل با خانواده‌ها: شراکت قوی با خانواده‌ها برقرار کنید تا بینشی از پیشینه و نیازهای هر کودک به دست آورید. مشارکت خانواده‌ها را محدود به رویدادهای برنامه‌ریزی‌شده نکنید؛ بلکه روابط متقابل و مستمر ایجاد کنید که دانش و دیدگاه والدین را به رسمیت بشناسد و در فرآیند آموزشی وارد کند.

حتما بخوانید: چگونه عزت نفس کودک را بالا ببریم


این روش‌ها تضمین می‌کنند که آموزش در دوران اولیه کودکی هم مؤثر است و هم پاسخگوی نیازهای کودکان خردسال و خانواده‌های آن‌ها می‌باشد.

کاهش چالش‌ها در آموزش در دوران اولیه کودکی با ISHCMC

مدرسه بین‌المللی ISHCMC با استفاده از برنامه سال‌های اولیه (Primary Years Programme – PYP) به نیازهای متنوع آموزش در دوران اولیه کودکی پاسخ می‌دهد. این رویکرد با بهره‌گیری از یک مدل فرابخشی، اطمینان حاصل می‌کند که یادگیری برای کودکان جذاب، مرتبط، چالش‌برانگیز و معنادار باشد. چارچوب PYP از موضوعات جهانی برای ایجاد ارتباطات معنادار بین رشته‌های مختلف استفاده می‌کند و به کودکان اجازه می‌دهد ایده‌های بزرگ را به صورت یکپارچه کشف کنند. این روش جامع به کاهش چالش‌های رایج در آموزش در دوران اولیه کودکی، مانند منابع محدود و نیازهای متنوع یادگیری، کمک می‌کند.

کاهش چالش‌ها در آموزش کودکی اولیه با ISHCMC

سخن آخر

آموزش در دوران اولیه کودکی زیربنای شکل‌گیری شخصیت، مهارت‌ها و توانمندی‌های آینده هر کودک است و نقش تعیین‌کننده‌ای در ساختن جامعه‌ای سالم‌تر و آگاه‌تر دارد. با وجود چالش‌های متعدد، توجه همزمان به کیفیت آموزش، سلامت روان مربیان، مشارکت خانواده‌ها و تأمین منابع کافی می‌تواند مسیر رشد کودکان را هموارتر کند. سرمایه‌گذاری در این دوره حساس، در واقع سرمایه‌گذاری بر آینده‌ای پایدار و انسانی‌تر است. هر گامی که برای بهبود آموزش در دوران اولیه کودکی برداشته می‌شود، تأثیری ماندگار بر زندگی فردی و اجتماعی نسل‌های آینده خواهد داشت.


مطالب مرتبط:

 چگونه هوش بچه را زیاد کنیم؟

6 بازی برای تقویت هوش کودکان و باهوش تر شدن آنها

ضریب هوشی (IQ) مهمتر است یا هوش هیجانی (EQ)



از
1
رای

دیدگاه ها