از کجا بفهمیم خجالتی هستیم؟ نشانه های کمرویی و خجالتی بودن

خجالتی بودن از کجا بفهمیم خجالتی هستیم؟ با نشانه‌های رایج خجالتی بودن، تفاوت کمرویی و درون‌گرایی و راه‌هایی برای شناخت بهتر رفتارهای خود در سلام دنیا آشنا شوید.
دیدگاه ها

خجالتی بودن همواره یکی از موضوعات مهم در زندگی ما انسان ها است که بایستی با دیدگاه متفاوت تری به آن نگاه کنیم. احتمالاً برای شما نیز این تجربه رخ داده باشد فکر کنید فردی خجالتی هستید که قادر به برقراری ارتباط مناسب با اطرافیان خود نبوده و در حضور جمع احساس راحتی نمی کنید. اما نکته ای که در این میان اهمیت زیادی دارد شناخت شما درباره تفاوت میان «درونگرایی» و «خجالتی بودن» می باشد. در بسیاری از موارد مشاهده شده که افراد درونگرا با افراد خجالتی اشتباه گرفته می شوند. در حالی که این دو ویژگی از نظر ماهیت با یکدیگر کاملاً متمایز هستند. در ادامه این مطلب از سایت سلام دنیا به بررسی چند نشانه رایج در افراد خجالتی می پردازیم تا با شناخت بهتر این ویژگی بتوانید گام هایی برای رهایی از آن بردارید.

از کجا بفهمیم خجالتی هستیم؟

همانطور که گفته شد در بسیاری از موارد خیلی از افراد درونگرایی را با خجالتی بودن اشتباه می گیرند. علت این اشتباه شباهت ظاهری برخی رفتارهای این دو گروه با یکدیگر است. به گونه ای که تشخیص مرز میان آن ها برای بسیاری دشوار می شود. اما در واقع افراد درونگرا نه تنها دچار خجالت نیستند. بلکه اغلب توانایی خوبی در برقراری ارتباط با دیگران دارند.


حتما بخوانید: چگونه بر کمرویی و خجالت در محیط کار غلبه کنیم؟


تنها تفاوت این است که ترجیح می دهند مرزهای مشخصی در روابط اجتماعی خود حفظ کنند. این افراد معمولاً کنترل بیشتری بر احساسات و هیجانات خود دارند و در شرایط پراسترس یا هیجانی، آرامش بیشتری از خود نشان می دهند. بنابراین نمی توان درونگرایی را با خجالتی بودن یکسان دانست.

از کجا بفهمیم خجالتی هستیم؟

استرس های مداوم

یکی از نشانه های بارز در افراد خجالتی حساسیت زیاد نسبت به هرگونه تغییر در محیط اطراف خود می باشد. این تغییر می تواند بسیار کوچک و ناچیز باشد اما همین موضوع کافی است تا فرد را دچار نگرانی و اضطراب کند. به بیان دیگر هر رویداد تازه ای حتی اگر از نظر دیگران کاملاً عادی و بی اهمیت به نظر برسد برای فرد خجالتی به منبعی از دلهره و ناراحتی تبدیل می گردد. در بسیاری از موارد این نگرانی درونی چنان آشکار است که با کمی دقت در رفتار و حالات فرد می توان به وضعیت روانی او پی برد. از جمله نشانه هایی که خجالتی بودن یک فرد را نشان می دهند عبارتند از:

خودخوری

در روابط عادی میان افراد هرگاه اختلاف نظر یا مشکلی پیش بیاید معمولاً طرف مقابل واکنش نشان می دهد و به روشنی اعتراض خود را بیان می کند تا مشخص شود که چنین رفتاری قابل قبول نیست. اما افراد خجالتی در چنین شرایطی رفتار متفاوتی از خود نشان می دهند. هنگامی که حق آن ها نادیده گرفته می شود یا در بحثی با دیگران قرار می گیرند معمولاً نمی توانند به درستی از خود دفاع کنند. همین ویژگی باعث می شود دیگران به مرور از این شرایط سوءاستفاده کنند و چنین فردی را کسی بدانند که توانایی ایستادگی در برابر دیگران را ندارد.


حتما بخوانید: چگونه با افراد درونگرا رفتار کنیم؛ خصوصیات و تفاوت درون گرا با خجالتی


فرد عادی در مواجهه با اختلاف نظر احساس ناخوشایند خود را به طور مستقیم بیان می کند و اجازه نمی دهد ناراحتی درونی اش بدون پاسخ باقی بماند. در مقابل فرد خجالتی تمام این احساسات و حتی خشم درونی خود را سرکوب می کند و به اصطلاح دچار خودخوری می شود. گاهی این افراد در خلوت خود به صورت ذهنی با طرف مقابل به گفت وگو می پردازند و جملاتی را که در آن لحظه نتوانسته اند بیان کنند در ذهن خود مرور می نمایند. با این حال همین شخص به محض قرار گرفتن دوباره در همان موقعیت باز هم قادر به بیان احساسات خود نیست و کاملاً منفعل باقی می ماند.

ضعف در تصمیم گیری

یکی دیگر از نشانه های بارز خجالتی بودن یک فرد ضعف در زمان تصمیم گیری می باشد. اگر بخواهیم واضح تر توضیح دهیم باید اینگونه بگوییم که هنگام گرفتن تصمیمات مهم در زندگی، افراد معمولاً میان دو رویکرد قرار می گیرند: توجه به خواسته ها و علایق واقعی خود، یا نگرانی مداوم از قضاوت دیگران. متأسفانه فرد خجالتی بیشتر به سمت رویکرد دوم گرایش دارد. چنین فردی به جای آنکه بر اساس علایق شخصی خود تصمیم بگیرد، پیوسته درگیر این فکر است که دیگران درباره او چه نظری خواهند داشت. این نگرانی حتی در انتخاب های ساده ای مانند نوع پوشش یا طرز صحبت کردن نیز خود را نشان می دهد، به گونه ای که فرد پیش از هر انتخاب، مدام به این فکر می کند که واکنش اطرافیان نسبت به آن چه خواهد بود.

در مقابل فرد عادی در تصمیم گیری های خود بیشتر به احساس رضایت درونی خویش اهمیت می دهد و لزوماً به دنبال جلب تأیید دیگران نیست. اما افراد خجالتی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی همواره تصور می کنند که باید تصمیماتشان مورد پذیرش دیگران قرار بگیرد تا در نظر آنان فردی شایسته و قابل احترام جلوه کنند. این طرز فکر کاملاً نادرست می باشد. زیرا هر انسانی این حق را دارد که درباره مسائل شخصی خود تصمیم بگیرد. بدون آنکه دیگران بتوانند او را تحت فشار یا تأثیر قرار دهند.

خجالت

فداکاری بیش از حد

آیا تصور می کنید فردی فداکار هستید که همیشه حق خود را به دیگران وامی گذارید؟ متأسفانه باید بگوییم که این ویژگی لزوماً نشانه فداکاری و بزرگ منشی نیست. بلکه در بسیاری از موارد نشان دهنده خجالتی بودن شما می باشد که توانایی دفاع از حقوق خود را ندارید. برای مثال اگر در صفی مانند نانوایی یا فروشگاه، فردی خجالتی پیش روی شما ایستاده باشد به راحتی می توان جای او را گرفت و حقش را نادیده گرفت. زیرا چنین فردی هیچ تلاشی برای احقاق حق خود نخواهد کرد. اگر خودتان نیز جزو این دسته از افراد هستید احتمالاً هرگاه کسی حق شما را زیر پا بگذارد به سادگی از کنار آن عبور نموده و ترجیح می دهید سکوت کنید تا دیگران شما را فردی مهربان و باگذشت بدانند.


حتما بخوانید: بچه خجالتی: 8 راهکار ساده برای کمک به کودک خجالتی و کمرو


باید توجه داشت که مهربان بودن هیچ تضادی با حق طلب بودن ندارد. هیچ کس این حق را ندارد که شما و حقوقتان را نادیده بگیرد. بسیاری از افراد خجالتی بر این باورند که اگر خواسته ها و حقوق خود را مطرح کنند، در نظر دیگران فردی گستاخ یا پررو جلوه خواهند کرد؛ در حالی که این تصور کاملاً نادرست است. شما در هر جایگاه و موقعیتی که باشید، این حق را دارید که از خودتان دفاع کرده و اجازه ندهید دیگران به حریم شخصی و حقوق شما بی توجهی نشان دهند.

تردید و دودلی زیاد

نداشتن اعتماد به نفس کافی می تواند مانع از برقراری گفتگوهای موفق شود و در بسیاری از موارد باعث می شود فرد از موقعیت های اجتماعی و ارتباط با دیگران دچار نگرانی و اضطراب شود. اگر خود را فردی خجالتی می دانید بهتر است در برابر بهانه هایی که برای عدم حضور در جمع های مختلف می آورید مقاومت کنید؛ زیرا این بهانه ها در واقع نشانه ای از خجالتی بودن شما هستند. هرچه بیشتر درباره حضور یا عدم حضور خود فکر کنید تردید درونی تان نیز افزایش می یابد و این موضوع نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت.

خجالتی بودن به این معنا نیست که حرفی برای گفتن ندارید. بلکه به این معناست که آن حرف را بیان نمی کنید. اگر موضوعی به نظرتان کم اهمیت یا نامناسب برسد معمولاً از صحبت درباره آن خودداری نموده و خود را بیرون از جریان گفتگو قرار می دهید. البته طبیعی است که سخنان انسان باید از فیلتری عبور کند. اما این تصور که هیچ کس مایل به شنیدن حرف های شما نیست کاملاً بی اساس می باشد. می توانید با اشاره به تجربه ای مشابه یا پرسیدن سؤالاتی که طرف مقابل را به توضیح بیشتر ترغیب می کند تمایل خود را به ادامه گفتگو نشان دهید. این همان چیزی است که هدف اصلی هر گفتگوی موفق را شکل می دهد.

احساس تنهایی

افراد خجالتی معمولاً احساس تنهایی عمیقی دارند و بر این باورند که تنها آن ها با این مشکل روبه رو هستند و هیچ کس دیگری چنین حسی را تجربه نمی کند. با این حال، بر اساس پژوهش های انجام شده، حدود چهل درصد از افراد خود را فردی خجالتی می دانند. بنابراین لازم است این افراد بدانند که در میان اطرافیانشان نیز کسانی هستند که همین احساس ناخوشایند تنهایی و خجالت را تجربه می کنند. باور نادرست به منحصربه فرد بودن این مشکل باعث می شود هرگاه با چالشی روبه رو شوند، احساس تنهایی بیشتری در آن ها شکل بگیرد.

آیا خجالتی بودن بد است؟

آیا خجالتی بودن بد است؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که خجالتی بودن به خودی خود یک ویژگی بد یا ناهنجار محسوب نمی شود. این حالت یکی از جنبه های طبیعی شخصیت انسان می باشد که بسیاری از افراد در دوره هایی از زندگی خود، به میزان کم یا زیاد آن را تجربه می کنند. بنابراین نباید تصور کرد که هرکس دچار خجالت می شود حتماً با نوعی اختلال روانی روبه رو است.


حتما بخوانید: تفاوت بین درون گرایی، خجالتی بودن و اضطراب اجتماعی چیست؟


خجالتی بودن تنها زمانی به یک مسئله جدی تبدیل می شود که شدت آن بیش از حد معمول باشد و بر جنبه های مختلف زندگی فرد تأثیر منفی و ملموسی بگذارد. به بیان دیگر خجالت در حد متعادل می تواند بخشی طبیعی از رفتار انسانی باشد؛ برای نمونه، احساس کمی خجالت هنگام آشنایی با افراد جدید یا صحبت کردن در جمعی ناآشنا، امری رایج و قابل درک است و لزوماً نشانه مشکلی جدی نیست.

اما زمانی که این احساس به قدری شدید می شود که مانع از انجام فعالیت های روزمره، برقراری ارتباط با دیگران یا دستیابی به فرصت های مهم زندگی می شود دیگر نمی توان آن را یک ویژگی بی ضرر دانست. در چنین شرایطی خجالت از یک خصوصیت شخصیتی ساده فراتر رفته و به مانعی جدی در مسیر رشد فردی و اجتماعی تبدیل می شود.

آیا خجالتی بودن ارثی است؟

بسیاری از افراد بر این باورند که خجالتی بودن یک نوع ویژگی است که از بدو تولد در وجود انسان نهفته و به نوعی جزو ذات و سرشت او محسوب می شود. اما بررسی های روان شناختی نشان می دهند که این تصور چندان دقیق نیست. چراکه آگاهی فرد نسبت به توانایی ها و ظرفیت های شخصی خود فرآیندی است که از حدود هجده ماهگی شکل می گیرد و به تدریج در طول زمان تکامل می یابد. بر همین اساس نمی توان خجالتی بودن را صرفاً پدیده ای ارثی یا وراثتی دانست که از پیش در فرد تعیین شده باشد.

آنچه در واقعیت نقش بسیار بیشتری در شکل گیری این ویژگی ایفا می کند محیطی است که فرد در آن رشد می کند. تجربیاتی که در دوران کودکی پشت سر گذاشته می شود نحوه رفتار والدین با کودک و همچنین شیوه های تربیتی که در خانواده به کار گرفته می شود تأثیر بسیار زیادی بر شدت و ضعف این احساس دارند. برای مثال کودکی که در محیطی حمایتگر و امن رشد می کند و فرصت کافی برای بیان احساسات و تجربه موقعیت های اجتماعی مختلف را دارد معمولاً کمتر دچار خجالت شدید در بزرگسالی می شود. در مقابل کودکی که با انتقاد مداوم، مقایسه با دیگران یا محدودیت های شدید در تعاملات اجتماعی مواجه بوده احتمال بیشتری دارد که در آینده با نوعی خجالت عمیق تر دست وپنجه نرم کند.


حتما بخوانید: خجالتی بودن چه تاثیری بر روابط فرد دارد و چگونه می توان دیگر خجالتی نبود؟


البته این بدان معنا نیست که عوامل زیستی و ژنتیکی هیچ نقشی در این میان ندارند. طبق برخی پژوهش ها، حدود بیست درصد از نوزادان با خلق وخویی حساس تر و واکنش پذیرتر نسبت به محرک های محیطی به دنیا می آیند. این ویژگی زیستی می تواند زمینه ای برای بروز حساسیت بیشتر در برابر موقعیت های اجتماعی فراهم کند. با این حال وجود چنین زمینه ای به هیچ وجه به معنای قطعیت بروز خجالتی بودن شدید در آینده نیست.

چه عواملی باعث استرس خجالتی بودن در فرد می شود؟

خجالت معمولاً حاصل ترکیبی از چند عامل روانی و تربیتی است نه یک دلیل مشخص. از مهم ترین این عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نبود اعتمادبه نفس کافی که باعث می شود فرد در موقعیت های اجتماعی احساس ناامنی کند.
  • نداشتن توانایی های شخصی که موجب می شود فرد خود را کمتر از دیگران ببیند.
  • کمال گرایی که فرد را از ترس اشتباه کردن به سکوت وامی دارد.
  • ضعف در مهارت های ارتباطی که باعث دشواری در گفت وگو و تعامل با دیگران می شود.
  • تصویر ذهنی نادرست از خود که اعتمادبه نفس فرد را تضعیف می کند.
  • ترس از قضاوت دیگران که یکی از شایع ترین دلایل خجالت می باشد
  • شیوه تربیتی والدین به ویژه در خانواده های بیش از حد کنترل گر یا انتقادگر

چه عواملی باعث استرس خجالتی بودن در فرد می شود؟

راه حل هایی برای خجالتی نبودن چیست؟

خجالتی بودن برخلاف تصور بسیاری از افراد ویژگی ثابت و تغییرناپذیر نیست که با گذشت زمان، تلاش مستمر و میل واقعی به تغییر می توان به تدریج بر آن غلبه کرد. البته اگر شدت این عارضه در فردی شدید باشد در چنین شرایطی نیاز به مشاوره روان شناسی ضرورت پیدا می کند. اما بسیاری از افراد می توانند تنها با تمرین و آگاهی این احساس را کاهش دهند. در ادامه به چند روش کاربردی اشاره می کنیم که هر یک به نوبه خود در مسیر افزایش اعتمادبه نفس و کاهش خجالت مؤثر واقع می شوند:

از تکرار و بازگو کردن مداوم آن بپرهیزید

نیازی نیست که خجالتی بودن خود را مدام برای دیگران بازگو کنید یا آن را موضوع اصلی گفت وگوهای خود قرار دهید. افرادی که با شما ارتباط نزدیک دارند معمولاً بدون نیاز به توضیح از این ویژگی آگاه هستند و بسیاری از افراد دیگر نیز اصلاً توجه چندانی به آن نمی کنند. در واقع چیزی که شما آن را نقصی بزرگ می پندارید ممکن است در نگاه دیگران اصلاً قابل توجه نباشد.

لحن و رفتار طبیعی خود را حفظ کنید

اگر در موقعیتی قرار گرفتید که باعث احساس خجالت شما شد سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و لحن طبیعی گفتارتان را تغییر ندهید. اگر در جمعی مشغول صحبت هستید بهتر است با آرامش به گفت وگوی خود ادامه دهید. بدون آنکه اجازه دهید احساس خجالت مانع از ادامه صحبت شما شود.


حتما بخوانید: علائم خجالتی بودن و تاثیرات منفی خجالت بر زندگی افراد


نقاط قوت خود را بشناسید

برای رفع معضل خجالتی بودن خود سعی کنید فهرستی از ویژگی های مثبت و توانمندی های خود تهیه نمایید.  در این مسیر می توانید از یکی از دوستان صمیمی یا اعضای خانواده کمک بگیرید تا او نیز نگاه خود را درباره نقاط قوت شما بیان کند. زیرا یادآوری این ویژگی ها می تواند به تقویت اعتمادبه نفس شما کمک زیادی کند.

در انتخاب روابط خود دقت کنید

بسیاری از افراد خجالتی تمایل دارند دوستی های کمتر اما عمیق تری داشته باشند. به این معنا که کیفیت روابط برای آن ها اهمیت بیشتری نسبت به تعداد دارد. بهتر است وقت و انرژی خود را صرف افرادی کنید که رفتاری گرم، حمایتگر و دلگرم کننده دارند و در کنار شما احساس امنیت ایجاد می کنند.

از افراد آزاردهنده فاصله بگیرید

همیشه در هر جمع یا محیطی ممکن است افرادی وجود داشته باشند که تمایل به تمسخر یا آزار دیگران دارند. بهتر است تا حد امکان از این افراد فاصله بگیرید، زیرا حضور در کنار آن ها می تواند احساس خجالت و ناامنی را در شما تشدید کند.

سخن آخر

در نهایت خجالتی بودن یک بن بست همیشگی نیست؛ بلکه یک ویژگی می باشد که با شناخت درست، تمرین مستمر و افزایش اعتمادبه نفس می توان به مرور بر آن غلبه کرد. به خاطر داشته باشید که ارزش وجودی شما ربطی به میزان حضور پر سر و صدا در جمع ندارد. بنابراین سعی کنید با پذیرش خود، انتخاب محیط ها و دوستان حمایت گر و قدم برداشتن در مسیر رشد فردی به آرامش درون، ارتباطی عمیق تر با دیگران و زندگی رضایت بخش تری دست یابید.


مقالات مرتبط:

چگونه شور و اشتیاق به زندگی خود بیاوریم

تمرینات عملی افزایش اعتماد به نفس در خانه

افراد درونگرا با چه کسانی ازدواج کنند؛ با درونگرا یا برون گرا

چگونه خود را دوست داشته باشیم

 

از
0
رای

دیدگاه ها